پنج دیدگاه درباره آیت الله حسن زاده

از آنجا که بزرگان حوزوی و بزرگواران دانشگاهی در مصیبت رحلت مرحوم آیت الله حسن زاده آملی( قدس سره) اطلاعیه‌های جامعی صادر فرموده‌اند، دیگر ضرورتی برای صدور بیانیۀ این طلبهٔ حقیر نبود، علاوه بر این‌که سوگوارانه من افتخار شاگردی ایشان را هم نداشتم تا به این وسیله حق استادی ایشان را ادا کرده باشم. اما چون در این چند روز پس از درگذشت آن عالم راحل با مواضع نامناسبی روبرو شدیم که البته ریشه در گذشته داشت، لازم دیدم عرائضی را تقدیم دارم.

در بارهٔ شخصیت این محقق کم نظیر با پنج دیدگاه و موضع‌گیری متفاوت مواجه بودیم:

۱/ افرادی که معتدلانه و منصفانه ایشان را دانشمندی بزرگ و جامع معقول و منقول شمرده و علم و حکمت واخلاق و معنویت وی را ستودند.

این گروه طبیعتا آن مرحوم را فوق نقد نمی‌دانند و معتقدند بعضی از نظرات علمی و یا برخی از مواضع سیاسی و اجتماعی ایشان قابل تأمل و اشکال است و البته وجود این اشکالات (بر فرض ورود و تمامیت) هرگز از مقام علمی و عظمت روحی او چیزی نمی‌کاهد.

۲/ هستند کسانی که غالیانه آن عزیز را قرآن مجسم می‌شمرند و یا کراماتی که ویژهٔ معصومین (علیهم السلام) است برای او قائل هستند به گونه‌ای که گویا اساسا نمی‌توان سیرهٔ علمی و یا عملی آن مرحوم را نقد عالمانه و منصفانه کرد. برخی از اینان از جعل و دروغ هم ابایی ندارند. مسلم است که با چنین دیدگاهی نمی‌توان موافقت داشت.

۳/ کسانی که به بهانهٔ نقد برخی مواضع و سخنان سیاسی آن بزرگوار ، ادب لازم را رعایت نکرده و خواسته یا ناخواسته جسارت کردند، در حالی که حساب نقد از جسارت جداست.آیا نمی‌توان حسن زاده را خبرهٔ حکمت و دانش دینی دانست ولی خبیر در سیاست ندانست؟ البته در اینجا نیز نباید یک طرفه قضاوت کرد بلکه باید به تمام جوانب توجه داشت.

۴/تعدادی به دلیل تعلق خاطر مرحوم حسن زاده به هیئت و‌ حکمت و ریاضیات قدیم او را و کتاب‌های او را فاقد یا کم ارزش می‌شمرند، در حالی که این سخن نیز قابل پذیرش نیست؛ زیرا به اقتضای انصاف علمی باید مورد به مورد سخنان و‌ سطر به سطر کتاب‌های او را دید و بررسی کرد و نمی‌توان به دلیل وجود برخی از آراء فرضا منسوخه، خود را از تراث علمی گران‌قدر گذشتگان و شرح عالمانهٔ آن توسط متخصصی چون ایشان محروم ‌کرد.

۵/گروهی از حوزویان محترم که مخالف فلسفه و عرفان هستند با مشاهدهٔ مشی عرفانی مرحوم آیت الله حسن زاده و با استناد به برخی از عبارات ایشان در زمینه‌های گوناگون اعتقادی، برخورد و موضع بسيار تند گرفته و سوگوارانه فرصت را برای هتاکان بی‌ادب فراهم کرده تا حدی که نعوذ بالله کار به لعن و تکفیر هم کشیده شده است!!

در حالی که :

اولا/ باید من که در حکمت و عرفان پیاده‌ام، در فهم امثال این عبارات متشابه از متخصصان منصف بهره بگیرم و مسلما اکتفا به ظواهر در این مباحث رهزن من خواهد بود.

ثانیا/اختلاف نظرهای کلامی در مورد اساسی‌ترین مباحث اعتقادی از دیر باز بین روات و علما بوده و هست و این امر مبارکی است، آن‌چه نامبارک بوده و هست توهین، تفسیق و تکفیر مومنان راستین است.

«رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلِإِخْوَانِنَا الَّذِينَ سَبَقُونَا بِالإِيمَانِ وَلا تَجْعَلْ فِي قُلُوبِنَا غِلاً لِّلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنَا إِنَّكَ رَؤُوفٌ رَّحِيمٌ»

محمد عندلیب همدانی

هفتم مهر ۱۴۰۰

مطالب مرتبط...

هیچ نظری تا کنون برای این مطلب ارسال نشده است، اولین نفر باشید...