انتخاب زیبای امام حسین

۱. تاریخ کربلا را باید با انصاف علمی و نه با تفسیر به رأی و سلیقه های شخصی و احیانا گرایش های سیاسی، با نگاهی جامع و نه یکسویه و با اصل قرار دادن محکمات حادثه و نه متشابهات تحلیل کرد.

۲. اگر ما به عنوان یک شیعه معتقد به امامت بخواهیم تاریخ همۀ معصومین علیهم السلام و از جمله امام شهید سلام الله علیه را بررسی کنیم باید علاوه بر تحقیق فنی در گزاره های تاریخی، در مبانی رفیع قرآنی و روایی نیز تأمل کنیم، تا مبادا تحلیلی ارائه کنیم که با مسلمات دینی ما در تضاد باشد.

۳. اگر به دنبال تحلیل زندگی هر یک از امامان شیعه و از جمله حسین بن علی علیه السلام از نظر همۀ مسلمین هستیم باز باید نخست روایات متواتره در شأن اهل بیت را که در متون عامه و خاصه آمده است، ملاحظه کنیم و عظمت علمی و معنوی آنان را از منظر همه فرقه های مسلمین در نظر بگیریم تا تحلیل ما منصفانه و جامع باشد.

۴. حتی اگر کسی خواسته باشد زندگی رهبران شیعه و از جمله امام حسین علیه السلام را از نگاه انسانی و نه اسلامی بررسی کند، باید نخست منصفانه و با تامل در متون، شخصیت والا و ارزشهای ناب انسانی آنها را بشناسد، و آنگاه تحلیل تاریخی ارائه دهد.

۵. امام تمام گفتار و رفتارش بر طبق قرآن است و سنت، پس تا علاوه بر کاوش تاریخی محکمات قرآن و سنت را معیار قرار ندهیم، تحلیلی صحیح از زندگی او ارائه نخواهیم کرد. و بر هر انسان آشنا با قرآن و سنت روشن است، که «دعوت»، «نصیحت»، «امر به معروف و نهی از منکر»، «موعظه»، «عدالت»، «عزت»، «کرامت»، «حریت»، «استقامت»، «حلم»، «صبر»، «وحدت امت اسلامی»، «جلو‌گیری از ریختن خون» و «اتمام حجت» از اساسی ترین دستورات دینی است، و چون شخصیت ائمه علیهم السلام و از جمله امام شهید علیه السلام را باید با این ارزشهای بلند الهی و انسانی شناخت، پس ‌همۀ گزارش های تاریخی کربلا را باید با این محکمات دینی ارزیابی کرد.

۶. آن چه گفته شد غیر از وظیفۀ سنگینی است که در بررسی خود گزارشهای تاریخی بر عهده داریم، از آنجا که مقاتلی از میان رفته و گزارش هایی به ما نرسیده است، از آنجا که در مواردی قلم به دست دشمن بوده و از آنجا که اساسا در همه گزارشهای تاریخی باید از راه تجمیع قرائن پیش آمد، پس در رد یا پذیرش گزارش باید نهایت دقت را داشت، و از سرعت در اظهار نظر خودداری کرد.

۷. اگر امام برای بزرگان اسلام نامه می نویسد، اگر برای دوستان و حتی دشمنان خطبه می خواند، اگر دعوت های عمومی و خصوصی می کند و اگر با مثل عمرسعد ملاقات می کند و به او پیشنهادهایی مطرح می کند، همه را باید با کلید واژه هایی مثل:  «اتمام حجت»، «دعوت به سوی نجات» و ... معنا و تفسیر کرد، مبادا تفسیری ذلیلانه، غیر منطقی و نامناسب باشأن امام ارائه دهیم.

۸. انتخاب امام نه سکوت است، نه تأیید دستگاه ظلم، نه ذلت، نه ابتداء به جنگ و نه ایجاد دو دستگی و اختلاف، انتخاب زیبای او که به خیر دنیا و آخرت امت بود: آگاهی بخشی و لو به قیمت شهادت و اسارت، دعوت به سوی کرامت انسانی، عدالت طلبی، و در یک سخن احیای قرآن و سنت که خود در نامه به بصریان نوشت:

« انی ادعوکم الی کتاب الله و سنة نبیه فان السنة قد امیتت و ان البدعة قد احییت»

مطالب مرتبط...

هیچ نظری تا کنون برای این مطلب ارسال نشده است، اولین نفر باشید...