محکمات و متشابهات در حادثۀ عاشورا

در نامۀ امام شهید روحی فداه به بصریان آمده است: «انی ادعوکم الی کتاب الله و سنة نبیه فان السنة قد امیتت و ان البدعة قد احییت فان تسمعوا قولی و تطیعوا امری اهدکم سبل الرشاد.»

تحلیل صحیح حادثۀ عاشورا به این است که محکمات آن را مبنای تفسیر متشابهات قرار دهیم، دیدی وسیع و همه جانبه داشته باشیم و ریشه ها را به درستی بشناسیم، بنابر این باید در یک تحلیل صحیح این نکات مهم رعایت شود:

۱. نباید در تحلیل حادثه فقط به تاریخ مراجعه کرد اگر چه مراجعه به تاریخ قطعی ولازم است، از جمله باید به قرآن کریم مراجعه دقیق کرد.

۲. سنت پیامبر عظیم الشان نیزکه امام در پی احیای آن است باید چراغ راه تحلیل گر واقعه باشد.

۳. رهبر این حرکت از نظر شیعه امام مفترض الطاعة است که علمی گسترده و عصمتی والا دارد،واز نظر قاطبۀ مسلمین فرزند زاد محترم پیامبر که از دانشمندان بزرگ عالم اسلام محسوب می شد، و از دیدگاه هر منصف مطلع و لو مسلمان هم نباشد، حسین علیه السلام دانشمندی درد شناس، آزاده ای عزتمند و متفکری بزرگ است، و این همه نباید در تحلیل نادیده انگاشته شود.

۴. از محکمات حادثه واز نکاتی که باید از ابتدا تا انتها مد نظر تحلیلگران باشد اینکه او فقط به دنبال (اتمام حجت) است، او می خواهد حجت را بین خودش و خداوند تمام کند ،به گونه ای که دیگر هیچ مسئولیتی در برابر پروردگار نداشته باشد، او میخواهد حجت را بر همه مردم تمام کند تا عذر و بهانه ای باقی نماند.

اگر موعظه ونصیحت می کند با اینکه می داند در اکثر آنها تاثیر ندارد، اگر خطبه ایراد می کند، اگر با دشمن گفتگو و ملاقات می کند همه برای این است که «لیهلک من هلک عن بینة و یحیی من حی عن بینة»

۵. از قطعیات تاریخ کربلا اینکه امام برای آن اتمام حجت بمانند همه بزرگان دین از عنصر «دعوت» استفاده کرد، او فقط داعی الی الله است، نه در پی رسیدن به مال و مقام است و نه برای جنگ و خونریزی و ایجاد اختلاف بین امت اسلام قیامی صورت داده است، کار اودعوت است با همان جایگاه بلند وتعریف زیبایی که این واژه در قرآن دارد.

۶. از محکمات واقعه عاشورا اینکه اساس دعوت امام که از زمان معاویه شروع شد، نه وابسته به نپذیرفتن بیعت است، و نه وابسته به دعوت کوفیان، یعنی این گونه نیست که اگر بر فرض محال از او بیعت نمی خواستند او سکوت می کرد، یا اگر کوفیان نامه نمی نوشتند او هیچ کاری انجام نمی داد، چه اینکه او در زمان معاویه در خطابه منی دانشمندان، یاران پیامبر و تابعین را شدیدا توبیخ فرمود که چرا لب فرو بسته اید؟ آن وقت خودش سکوت کند؟ ناگفته نماند دوری گزیدن از بیعت و نامه نگاری کوفیان در کیفیت و ساختار دعوت حسینی نقش مهمی داشت ولی نه در اصل تحقق دعوت.

۷. از محکمات اینکه امام از روز نخست در مدینه تا روز عاشورا بارها و بارها تاکید فرمود که حسین ذلت و خواری نمی پذیرد او حاضر به تحمل همه دردها و مرارتها هست اما ذلت نه، او را مخیر بین زنده ماندن ذلیلانه و کشته شدن با ضربات شمشیر مخیر کردند ولی فرمود هیهات منا الذلة.

۸. از محکمات اینکه او بیعت شخصیتی چون او با انسان نمای بی دینی مثل یزید را مساوی با از بین رفتن دین میداند و لذا فرمود:«مثلی لا یبایع مثله»

۹. از محکمات اینکه با وجود همه مصائب و مشکلات طاقت فرسا او تصمیم ساز اصلی بود و هرگز منفعلانه اقدامی صورت نداد،او هرگز برای دعوت خویش منتظر اقدام دشمن نبود، بله مناسب شگردهای شیطانی دشمن حکیمانه ترین و شجاعانه ترین تصمیم را میگرفت.

۱۰. تحلیل صحیح حادثه یعنی هم ظلم ستیزی و عدالت خواهی حسینی را ببیند هم عرفان واخلاق او را ،هم عقل را در کربلا ببیند هم عشق را،هم کرامت،عزت،حریت،غیرت را و هم فروتنی،تواضع،اطاعت و عبادت را، هم سیاست را و هم دیانت را .... تنها با این نگرش وسیع است که می توان ماجرای کربلا را درست فهمید و الا دید یک سویه راه به جایی نمی برد.

۱۱. واقعه کربلا سکه ای است دو رو یک رویه آن که منتسب به دشمن است زشت وکریه وسیاه وظلمانی (ر.ک: خطابه حضرت زینب در کوفه) و رویه دیگر که منتسب به موحدان پاکباز است سراسر زیبایی است «ما رایت الا جمیلا». تفکیک این دو رویه بر هر محققی لازم است.

۱۲.امام‌ و حادثه کربلا جنبه ای اختصاصی و ویژه دارد، و نیز جنبه ای عام که قابل الگو گرفتن است دارد.

در پایان به این نکته مهم اشاره می کنم که در تحلیل خود نباید گرایشهای سیاسی و امیال شخصی را تحمیل بر قصۀ کربلا کرد بلکه با انصاف علمی و با پایه قرار دادن محکمات باید سراغ متشابهات رفت.

مطالب مرتبط...

هیچ نظری تا کنون برای این مطلب ارسال نشده است، اولین نفر باشید...