ای کاش در سقیفه ...

ای کاش اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در سقیفه گرد می آمدند تا بیعتشان در غدیر را تجدید کنند.

ای کاش آنان حقیقت خلافت رسول خدا را درک می کردند، و همچون نبوت، خلافت را هم محتاج نصب الهی می دانستند.

ای کاش جایگاه خلیفة النبی را در حد یک زمامدار دنیوی پایین نمی آوردند، ونمی گفتند: «منا امیر و منکم امیر».

ای کاش از سیاست تطمیع و تهدید استفاده نمی کردند.

ای کاش متوجه سیاست ابلیسی «تزیین» می شدند، وبه اسم جلوگیری از اختلاف بزرگترین اختلاف را ایجاد نمی کردند.

ای کاش گروهی دنیاپرست نمی شدند و عده ای چشم بر روی حقیقت نمی بستند.

ای کاش آیندۀ امت اسلامی برای آنها مهم بود.

ای کاش اقلا علی علیه السلام را به عنوان یک یار پیامبر و به عنوان نماینده ی عترت در جمع خود راه می دادند.

ای کاش اگر هم به انتصاب الهی گردن نمی نهادند، جلسه ای مشورتی عادلانه و فراگیر برقرار می کردند.

ای کاش اگر هم انتصاب خدا و رسول برای آنها مهم نبود، بنا را بر انتخاب همگان می گذاشتند، نه انتصاب از سوی این و آن.

ای کاش در انتخاب خلیفة النبی سبقت در علم و ایمان و تقوی و جهاد ملاک بود.

ای کاش لااقل مولا را اجبار به بیعت نمی کردند، و آن همه جسارت صورت نمی دادند.

ای کاش رعایت حرمت پیامبر را می کردند و بضعة النبی فاطمه زهرا سلام الله علیها را نمی آزردند.

ای کاش اولین زاویۀ انحرافی را ایجاد نمی کردند.

ای کاش قدرت از علم جدا نمی شد.

ای کاش عصبیت جاهلیت جای خود را به تعقل و تفکر می داد.

ای کاش وقتی متوجه اشتباه خود شدند از نیمه ی راه بر می گشتند.

ای کاش برای بار دوم و سوم از لجاجت و عناد و ظلم و خیره سری دست می کشیدند.

ای کاش سنت ستیز و سنت سوز نبودند.

ای کاش دین نازل با آفت بدعت آلوده نمی شد.

ای کاش نسلهای بعدی خطای پیشینیان را تکرار نمی کردند.

ای کاش ....

مطالب مرتبط...

هیچ نظری تا کنون برای این مطلب ارسال نشده است، اولین نفر باشید...