انسان و طغیان

کَلا إِنَّ الإنْسَانَ لَیَطْغَى ﴿٦﴾ أَنْ رَآهُ اسْتَغْنَى ﴿٧﴾ سورهٔ علق

✔️پرچم داران طغیان و عصیان، یا زورمداران مست قدرت هستند، یا زر اندوزان مست ثروت، یا عالم نمایان مست دانش و شهرت و یا انسان نمایان مست شهوت.

✔️ همهٔ اینان، در ظلمات ظلم به خویش غرقند، ولی عده ای علاوه بر خود به دیگران نیز ستم می کنند.

✔️شهوت و شهرت و نیز قدرت و ثروت اگر به وسیلهٔ عقل و‌درایت و ‌نیز اخلاق و دیانت، کنترل و هدایت نشوند، از زندگی انسانی خبری نیست.

✔️اگر چه امر به معروف و نهی از منکر در مورد همهٔ آنچه واقعا معروف است و نیز تمام آنچه حقیقتا منکر است قابل تطبیق می باشد؛ اما نکته و حقیقت اصلی در این دو واجب الهی کنترل صاحبان قدرت و ثروت و رهایی اسیران شهرت و شهوت است.

✔️انتظار اساسی دین از تحقق امر به معروف و نهی از منکر زدودن آلاینده هایی چون: استکبار، استبداد، فساد، چپاول، جنایت و خیانت به مردم و ایجاد بدعت در دین الهی است.

✔️ در متون دینی ما بر دینداران دردمند و بر آزادگان آگاه وظیفه ای به نام نصیحت ﴿=خیرخواهی و ارشاد﴾ نسبت به عموم مردم و به ویژه زمامداران قرار داده شده است، و این یعنی رصد کردن دقیق عملکرد و همچنین نقادی منصفانهٔ مواضع آنان، تا قدرت منجر به طغیان و عصیان نشود.

✔️اگر حاکمی می خواهد حکمرانیش حکیمانه و عادلانه باشد و نه طاغیانه و ظالمانه، باید دهان متملقان و چاپلوسان را ببندد و در عوض فضا را برای طرح پرسش و انتقاد و اشکال از طرف مصلحان دلسوز آماده کند چرا که این انسان است و طغیان!

مطالب مرتبط...

هیچ نظری تا کنون برای این مطلب ارسال نشده است، اولین نفر باشید...