بحار الانوار(2)

[مشرب وسیع علامۀ مجلسی در گزینش روایات]

از مجموع مطالب پیشین این نکته به خوبی استفاده می شود که مرحوم مجلسی مشرب وسیع و گسترده ای در گزینش روایات به عنوان دلیل یا تأیید دارد، نخست علاوه بر عبارت های قبلی به این دو شاهد هم توجه کنید:

۱🔸«اقول: وجدت في بعض الكتب خبرا في وفاتها (عليها السلام) فأحببت إيراده *وإن لم آخذه من أصل يعول عليه*.

روى ورقة بن عبد الله الأزدي قال: خرجت حاجا إلى بيت الله الحرام راجيا لثواب الله رب العالمين، فبينما أنا أطوف وإذا أنا بجارية سمراء، ومليحة الوجه عذبة الكلام، وهي تنادي بفصاحة منطقها، وهي تقول.... »(ج ۴۳؛ صفحۀ ۱۷۴)

۲🔸 «أقول: رأيت في بعض الكتب المعتبرة روى مرسلا عن مسلم الجصاص قال:دعاني ابن زياد لاصلاح دار الامارة بالكوفة ........» (جلد ۴۵؛ صفحۀ 114)

 اما در عین حال اگر روایات هایی با مطالب مسلم در تنافی بود، ابتدا سعی می کند آنها را توجیه کند و در نهایت هم آن ها را کنار می گذارد. ایشان بعد از ذکر روایات مربوط به تحریف قرآن کریم و توجیه آن ها در نهایت می گوید:

« أن الاخبار التي جاءت بذلك أخبار آحاد لا يقطع على الله تعالى بصحتها، فلذلك وقفنا فيها، ولم نعدل عما في المصحف الظاهر على ما أمرنا به حسب ما بيناه....» (جلد ۸۹؛ صفحۀ ۷۵)

[عظمت کتاب از دیدگاه نویسنده]

«.....فعزمت بعد الاستخارة من ربي والاستعانة بحوله وقوته، والاستمداد من تأييده ورحمته، على تأليفها ونظمها وترتيبها وجمعها، في كتاب متسقة الفصول والأبواب، مضبوطة المقاصد والمطالب، على نظام غريب وتأليف عجيب لم يعهد مثله في مؤلفات القوم ومصنفاتهم، فجاء بحمد الله كما أردت على أحسن الوفاء، وأتاني بفضل ربي فوق ما مهدت وقصدت على أفضل الرجاء. فصدرت كل باب بالآيات المتعلقة بالعنوان ثم أوردت بعدها شيئا مما ذكره بعض المفسرين فيها إن احتاجت إلى التفسير والبيان. ثم إنه قد حاز كل باب منه إما: تمام الخبر المتعلق بعنوانه، أو: الجزء الذي يتعلق به مع إيراد تمامه في موضع آخر أليق به، أو: الإشارة إلى المقام المذكور فيه لكونه أنسب بذلك المقام، رعاية لحصول الفائدة المقصودة مع الايجاز التام. وأوضحت ما يحتاج من الاخبار إلى الكشف ببيان شاف على غاية الايجازلئلا تطول الأبواب ويكثر حجم الكتاب، فيعسر تحصيله على الطلاب. وفي بالي - إن أمهلني الأجل وساعدني فضله عز وجل - أن أكتب عليه شرحا كاملا يحتوي على كثير من المقاصد التي لم توجد في مصنفات الأصحاب، وأشبع فيها الكلام لأولي الألباب.
ومن الفوائد الطريفة لكتابنا اشتماله على كتب وأبواب كثيرة الفوائد، جمة العوائد، أهملها مؤلفوا أصحابنا رضوان الله عليهم، فلم يفردوا لها كتابا ولا بابا:
ككتاب العدل والمعاد، وضبط تواريخ الأنبياء والأئمة (عليهم السلام)، وكتاب السماء والعالم المشتمل على أحوال العناصر والمواليد وغيرها مما لا يخفى على الناظر فيه.
فيا معشر إخوان الدين المدعين لولاء أئمة المؤمنين، أقبلوا نحو مأدبتي هذه مسرعين، وخذوها بأيدي الاذعان واليقين، فتمسكوا بها واثقين، إن كنتم فيما تدعون صادقين. ولا تكونوا من الذين يقولون بأفواههم ما ليس في قلوبهم، ويترشح من فحاوي كلامهم مطاوي جنوبهم، ولا من الذين اشربوا في قلوبهم حب البدع و الأهواء بجهلهم وضلالهم، وزيفوا ما روجته الملل الحقة بما زخرفته منكروا الشرايع بمموهات أقوالهم.
فيا بشرى لكم ثم بشرى لكم إخواني! بكتاب جامعة المقاصد، طريفة الفرائد، لم تأت الدهور بمثله حسنا وبهاءا! وانجم طالع من أفق الغيوب لم ير الناظرون ما يدانيه نورا وضياءا! وصديق شفيق لم يعهد في الأزمان السالفة شبهه صدقا ووفاءا!
كفاك عماك يا منكر علو أفنانه !، وسمو أغصانه حسدا وعنادا وعمها وحسبك ريبك، يا من لم يعترف برفعة شأنه! وحلاوة بيانه جهلا وضلالا وبلها، ولاشتماله على أنواع العلوم والحكم والاسرار وإغنائه عن جميع كتب الاخبار سميته بكتاب «بحار الأنوار»
الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار
فأرجو من فضله سبحانه على عبده الراجي رحمته وامتنانه أن يكون كتابي هذا إلى قيام قائم آل محمد - عليهم الصلاة والسلام والتحية والاكرام - مرجعا للأفاضل الكرام، ومصدرا لكل من طلب علوم الأئمة الاعلام، ومرغما للملاحدة اللئام، وأن يجعله لي في ظلمات القيامة ضياءا ونورا، ومن مخاوف يوم الفزع الأكبر أمنا وسرورا، وفي مخازي يوم الحساب كرامة وحبورا وفي الدنيا مدى الأعصار ذكرا موفورا، فإنه المرجو لكل فضل ورحمة، وولي كل نعمة، وصاحب كل حسنة، والحمد لله أولا وآخرا (جلد 1، صفحۀ 4 تا6)

[تمجید علامه از بحار الانوار]

تمجید علامه از کتاب بحار الأنوار را در این نکات می توان خلاصه کرد:

  • مشتمل بودن کتاب بر غرر اخبار و درر از روایات خاندان عصمت «علیهم السلام»
  • بهره برداری متخصصانه از منابعی که کمتر در اختیار دیگران است.
  • تبویب و ترتیب و تنظیم بسیار مناسب و بی نظیر و جامع و کامل در این تألیف
  • اینکه نخست در ابتدای هر بابی تمام آیات آن موضوع با بیان تفسیر مختصری آمده است.
  • شرح و بیان مختصر احادیثی که نیازمند تشریح و تبیین است.
  • کتابی جامع به عنوان مرجع و منبع برای طالبان علوم اهل بیت «علیهم السلام»
  • کتابی مغنی که مراجعه کنندگان را بی نیاز از دیگر کتب می کند
  • کتابی بی مانند که با تمسک به آن می توان با الحاد و انحراف و بدعت مبارزه پیروزمندانه داشت.
  • کتابی که نویسنده اش آرزو می کند تا زمان ظهور امام عصر (ارواحنا فداه) مرجعیت [تألیف]ش پاینده باشد.

    پس : باید قدر شناس بود و نه ناسپاس ، نباید با وجود دریاهای انوار بی مثل و مانند ( کتاب خدا و احادیث معصومین علیهم السلام) به سمت و سوی ظلمت رفت، باید بر سر این سفرهٔ معنوی نشست و از این طعام های روحانی بهرهٔ کافی برد و نباید طلای ناب (سخن معصوم) را با فلز بدلی (سخنان به ظاهر زیبا و فریبندهٔ جاهلان، گمراهان، ملحدان و هوی پرستان) یکسان گرفت.
    انکار عظمت و حلاوت این کتاب که از قرآن و عترت می گوید و عدم إعتراف به رفعت شأن آن چیزی غیر از حسادت ، جهالت ، ضلالت و بلاهت نیست.

مراد مرحوم مجلسی چیست؟!
🔶 من ابتدائا سه احتمال برای فرمایش ایشان نسبت به تعریف و تمجید از بحار الأنوار مطرح می کنم تا ببینیم کدام احتمال با مجموع آنچه تاکنون از مبانی و سخنان ایشان نقل کردیم مناسب تر می باشد.

احتمال اول؛
علامه می خواهد تمام روایات بحار را سندا تصحیح و یا توثیق کند، و بگوید همهٔ روات یا امامی عادلند و یا غیر امامی موثق تا در نتیجه همهٔ روایات صحیحه و یا موثقه شوند!
این احتمال که قطعا باطل است و مورد نظر علامه نیست و اساسا أحدی هم آن را مطرح نکرده است، چه اینکه به تصریح خود علامه در مرآة العقول و ملاذ الأخیار تعداد زیادی از روایات کافی و تهذیب صحیحه و یا موثقه نیستند تا چه رسد به بحار که ضعاف و مرسلات در آن کم نیستند.

احتمال دوم؛
علامه می خواهد بگوید تمام روایات کتاب من صحیح به اصطلاح قدماء هستند، یعنی در همهٔ این روایات مجموعه ای از قرائن و شواهدی قائم است که دلالت قطعیه بر صدور روایت از معصوم می کند در نتیجه من وثوق به صدور همهٔ این روایات را دارم و تک تک این احادیث به عنوان «دلیل» بر مطلب مطرح می باشند!
این احتمال هم قطعا مورد نظر علامه نیست؛ زیرا تجمیع شواهد دال بر صدور قطعی تک تک این همه روایات ادعایی است که اخباریین هم فقط نسبت به کتب أربعه و تعداد محدودی از روایات مطرح کرده اند و آنها هم چنین تلقی از مجموعهٔ روایات ندارند تا چه رسد به محدثی مثل مجلسی.
مهم این است که عبارات ایشان را آوردم که تصریح داشت نقل من از بعضی کتاب ها فقط جنبهٔ تأیید و شاهد دارد و آن روایات در حد دلیل نیستند.پس نمی توان تمام روایات را صحیح قدمایی و به عنوان دلیل مطرح کرد.

احتمال سوم؛
منظور مرحوم مجلسی این باشد که بگوید: من بنا ندارم هر روایتی را از هر منبعی نقل کنم، من موازینی در کتاب شناسی، نسخه شناسی و روایت شناسی دارم (که ما در فرسته های پیش به برخی از آنها اشاره کردیم) و بر طبق آن موازین روایاتی را می آورم که تعدادی از آنها «دلیل» هستند و تعدادی « مؤید و شاهد»، بله ممکن است بعضا به مناسبت روایاتی را بیاورم که از نظر من حتی در حد مؤید هم نباشند ولی در چنین صورتی تصریح به ضعف و سستی منبع و مستند خواهم کرد و هر جا اشاره ای به ضعف نکردم ، روایت یا در حد دلیل و یا در حد مؤید می باشد.
البته گفتیم ایشان اولا از مبنایی گسترده در تأیید همهٔ ‌روایات برخوردار است و ثانیا در مثل مواعظ اخلاقی، مطالب مسلم، ادعیه، ادویه قصص و مستحبات این مبنا بسیار وسیع تر می شود.
خلاصه اگر از کتابش آن تعاریف را می کند:
اولا؛ به لحاظ بی سابقه بودن چنین تألیف گسترده ای است .
ثانیا؛ به لحاظ نظم و نسق زیبای کتاب است.
ثالثا؛ به لحاظ جامعیت و گستردگی موضوعات است.
رابعا؛ از این جهت که سعی شده روایات گزینشی باشند و با یک نگاه حد اکثری که ویژهٔ محدثین است، حداقل نمره ( = در حد تأیید) را بتوانیم به روایت بدهیم .


به نظر ما این احتمال سوم مقصود علامه است، بله بنده در روش ایشان و در این نگاه حداکثری علامه به روایات تأملاتی دارم که در آینده اشاراتی خواهم داشت.

[صحت یا عدم صحت روایات بحار]
🔸 مرحوم مجلسی از لفظ صحیح در مورد روایات بحار استفاده نکردند ولی تأیید مهمی داشتند که با توجه به مجموع سخنان گذشته معنای آن روشن شد، اما یکی از شاگردان و همکاران علامه در تنظیم بحار مرحوم عبدالله أفندی صاحب ریاض العلماء و حیاض الفضلاء است که در نوشته ای که از ایشان در جلد 107 بحار الأنوار صفحۀ  179 آمده است چنین می گوید:
⭕️ «ومن خصائص كتاب بحار الأنوار أنه تزداد شهرته واعتباره، ويظهر قدره و عظمته، إذا قام القائم من آل محمد «صلى الله عليه وآله» بعد ما ينظر فيه، ويحكم بصحته من الأول إلى الاخر، بل تنفع مضامينها في عالم البرزخ وعقبات الآخرة، وفي أجنان الجنان ووسطها وخير بقاعها أيضا لمن كان يلتذ في ضمن اللذات الجسمانية فيها بالملاذ الروحانية بحول الله وقوته تعالى»
به نظر ما این سخن هم مبالغه است و هم انتساب مطلبی به امام عصر ارواحنا فداه است که گفتنش جرأت زیادی می خواهد، از کجا ایشان می گوید وقتی امام زمان «علیه السلام» ظهور کند حکم به صحت تمام روایات بحار می کند؟!

انصاف این است که این کتاب بسیار ارزشمند و گرانقدر است ، مرجعی جامع و منبعی مهم برای پژوهشهای دینی است؛ اما حکم به صحت جمیع روایات آن (چه صحت عند القدماء و چه عند المتأخرین ) قطعا باطل است و خود علامه هم چنین ادعایی ندارد، نهایت چیزی که ممکن است گفته شود همان بود که از مجموع فرمایش ایشان استفاده می شود و آن اینکه روایاتی که در این کتاب صراحتا تضعیف نشده اند، اعتبار و نمرهٔ بخشی در حد دلیل است و اعتبار و نمرهٔ بخشی دیگر در حد مؤید است.

[انگیزه علامه مجلسی از نگارش بحار الانوار]
پرسش : آیا انگیزهٔ علامهٔ مجلسی (قدس سره) از نگارش بحار تألیف دائرة المعارف حدیثی و مجموعه ای بزرگ از روایات بوده است بدون تضمین اعتبار آنها؟! یعنی آیا سنجش و اعتبار سنجی روایات را برعهدهٔ خواننده گذاشته است؟! و یا نقل احادیث گزینشی بوده و فقط روایات مورد قبول خود را آورده است؟!

پاسخ : مقدمهٔ بحار وعدهٔ به انجام یک کار پیش از شروع آن نیست، بلکه گزارش مؤلف پس از پایان کار است.
از این مقدمه به ویژه بخش توثیق المصادر و نیز مطالعهٔ خود کتاب استفاده می شود که علامه هم در انتخاب منابع و هم در گزینش احادیث برای خود مبنایی دارد و حتی الإمکان سعی می کند آن مبنا را هم به کار ببرد، این محدث بزرگوار پذیرش متن را متوقف بر اموری مثل عظمت مؤلف، فخامت تألیف، شهرت کتاب و نیز وجود نسخ های معتبر از کتاب می داند، و چنانچه قبلا گفته شد برخی کتاب ها را مورد توجه جدی قرار نمی دهد:

🌿و كتاب مشارق الأنوار، وكتاب الألفين للحافظ رجب البرسي. ولا أعتمد على ما يتفرد بنقله لاشتمال كتابيه على ما يوهم الخبط والخلط والارتفاع. وإنما أخرجنا منهما ما يوافق الاخبار المأخوذة من الأصول المعتبرة (ج ۱؛ صفحۀ ۱۰)

🌿وكتاب الملحمة المنسوب إلى الصادق صلوات الله عليه.وكتاب الملحمة المنسوب إلى دانيال (عليه السلام) (صفحۀ ۲۲)


🌿وكتابا الملحمة مشهوران، لكن لا أعتمد عليهما كثيرا (صفحۀ ۴۱)

🌿....... من كتبه: الكفاية في النصوص. وكذا كتاب تنبيه الخاطر ومؤلفه مذكوران في الإجازات مشهوران، لكنه رحمه الله لما كان كتابه مقصورا على المواعظ والحكم لم يميز الغث من السمين وخلط أخبار الامامية بآثار المخالفين، ولذا لم نذكر جميع ما في ذلك الكتاب بل اقتصرنا على نقل ما هو أوثق لعدم افتقارنا ببركات الأئمة الطاهرين (عليهم السلام) إلى أخبار المخالفين (صفحۀ 29)

🌿وكتاب غوالي اللئالي وإن كان مشهورا ومؤلفه في الفضل معروفا، لكنه لم يميز القشر من اللباب وأدخل أخبار متعصبي المخالفين بين روايات الأصحاب (صفحۀ 32)

🌿وكتابا أعلام الدين وغرر الاخبار نقلنا منهما قليلا من الاخبار لكون أكثر أخبارهما مذكورة في الكتب التي هي أوثق منهما، وإن كان يظهر من الجميع ونقل الأكابر عنهما جلالة مؤلفهما(صفحۀ ۴۱)

🌿وكتاب التحفة كتاب كثير الفوائد لكن لم ننقل منه إلا نادرا لكون أخباره مأخوذة من كتب أشهر منه (صفحۀ ۳۵)

🌿وكذا رجال ابن الغضائري، وهو إن كان الحسين فهو من أجلة الثقات، وإن كان أحمد كما هو الظاهر فلا أعتمد عليه كثيرا، وعلى أي حال فالاعتماد على هذا الكتاب يوجب رد أكثر أخبار الكتب المشهورة (صفحۀ ۴۱)

🌿وكتاب الأنوار قد أثنى بعض أصحاب الشهيد الثاني على مؤلفه وعده من مشائخه. ومضامين أخباره موافقة للاخبار المعتبرة المنقولة بالأسانيد الصحيحة، وكان مشهورا بين علمائنا يتلونه في شهر ربيع الأول في المجالس والمجامع إلى يوم المولد الشريف. وكذا الكتابان الآخران معتبران أوردنا بعض أخبارهما في الكتاب (صفحۀ ۴۱)

🌿وكتاب الديوان انتسابه إليه صلوات الله عليه مشهور، وكثير من الاشعار المذكورة فيها مروية في سائر الكتب، ويشكل الحكم بصحة جميعها، ويستفاد من معالم ابن شهرآشوب أنه تأليف علي بن أحمد الأديب النيسابوري من علمائنا، والنجاشي عد من كتب عبد العزيز بن يحيى الجلودي كتاب شعر علي (عليه السلام) (صفحۀ ۴۲)

🌿وكتاب تسلية المجالس مؤلفه من سادة الأفاضل المتأخرين وهو كتاب كبير مشتمل على أخبار كثيرة أوردنا بعضها في المجلد العاشر(صفحۀ 40)

از عبارات فوق به خوبی استفاده می شود که انگیزه علامه نقل هر روایتی از هر کتابی نیست و هرگز نمی خواسته همهٔ روایات منقوله را در کتاب خود گردآوری کند ، بلکه او با معیار و میزان خاص خودش روایات را برگزیده است.

مرحوم علامهٔ مجلسی در تشریح رموزی که در این کتاب به کار برده است گوید:
* (الفصل الرابع) *
في بيان ما اصطلحنا عليه للاختصار في الاسناد مع التحرز عن الارسال المفضي إلى قلة الاعتماد فإن أكثر المؤلفين دأبهم التطويل في ذكر رجال الخبر لتزيين الكتاب وتكثير الأبواب، وبعضهم يسقطون الأسانيد فتنحط الاخبار بذلك عن درجة المسانيد فيفوت التميز بين الاخبار في القوة والضعف، والكمال والنقص، إذ بالمخبر يعرف شأن الخبر، وبالوثوق على الرواة يستدل على علو الرواية والأثر، فاخترنا ذكر السند بأجمعه مع رعاية غاية الاختصار: بالاكتفاء عن المشاهير بذكر والدهم، أو لقبهم، أو محض اسمهم، خاليا عن النسبة إلى الجد والأب وذكر الوصف والكنية واللقب. و بالإشارة إلى جميع السند إن كان مما يتكرر كثيرا في الأبواب برمز وعلامة واصطلاح ممهد في صدر الكتاب لئلا يترك في كتابنا شئ من فوائد الأصول فيسقط بذلك عن درجة كمال القبول(صفحۀ ۴۸)

✔️ از این عبارت استفاده می شود که:
اولا؛
مرحوم علامه قصدش صرفا نقل هر روایت و آنگاه واگذاری امر به خواننده نیست، و به عبارت دیگر او ( علاوه بر کتاب شناسی ، مؤلف شناسی ،نسخه شناسی ) به أسناد روایات هم توجه داشته، تا کتابش مورد کمال قبول باشد ﴿ البته به شیوهٔ خاصی اسانید را تلخیص کرده است ﴾

ثانیا؛
قوت و ضعف سند روایت در قوت و ضعف روایت و کمال و نقص آن تأثبر دارد، و چه بسا ارسال منجر به کم شدن اعتماد به روایت باشد.

بنا بر این اگر در بحار روایت مرسله و یا ضعیف السند -طبق مبانی رجالی خود علامه در مرآة العقول، ملاذ الأخیار و یا در کتاب رجالی ایشان یعنی وجیزه- یافت شد از این حالات خارج نیست:

۱/ موضوع از موضوعاتی است که کنکاش سندی نیاز ندارد مثل مواعظ اخلاقی ، قصص و تاریخ ، مستحبات ، ادعیه ، ادویه، مطالب مسلم...که قبلا اشاره کردیم

۲/ جزء مراسیل مثل ابن ابی ابی عمیر است که ایشان به آنها اعتماد دارد ( اربعین ص ۵۱۲ و.....)

۳/ضعف سند مربوط به بخش نخستین روایت است که گفتیم از نظر ایشان بلا مانع است( اربعین ۵۰۹)

۴/با تکیه بر قرائن و شواهدی متن روایت( ولو ضعیفه و مرسله ) را صادر از معصوم می داندچنانکه در مرآة العقول نسبت به کافی تصریح فرمودند.

۵/ نقل مرسله و یا ضعیفه از باب تجمیع قرائن و شواهد باشد ونه دلیل مستقل، یعنی این روایت مرسله و یا ضعیفه در کنار مرسلات و یا شواهد ضعیفه دیگر مجموعا تشکیل دلیل می دهند.

۶/ ایشان نسبت به یک موضوع ادله ای را که خود قوی می دیده اقامه کرده و ذکر مراسیل و ضعاف از باب «تایید» همان دلیل قوی است.

۷/گاهی روایتی ضعیف و یا مرسل را نقل می کند و یا از منبع نه چندان معتبر روایتی را می آورد و خود به ضعف مستند تصریح می کند ، در چنین مواردی علاوه بر موارد پیشین شاید از باب وجود نکته هایی در این نقل ضعیف باشد که شاید بتواند راهگشای مشکل و برطرف کنندهٔ ابهام و اجمال در ادلهٔ معتبره باشد.

۸/ قبلا اشاره شد که اگر چه علامه اخبارآحادی که مخالف مطلبی قطعی از قبیل عدم تحریف قرآن باشد را به دلیل اطلاع اهل فن ذکر کرده اما تذکر هم داده است که یا ناچاریم دست به تأویل و توجیه ببریم و یا اساسا این روایات را باید کنار گذاریم.
🔸مرحوم علامه مجلسی از دو جهت کار خود در بحارالأنوار نیازمند تکمیل می دانسته است
🔹الف / نگارش مستدرک بحار الأنوار تا روایاتی را که در بحار نیامده جداگانه ذکر کند

«ثم اعلم أنا سنذكر بعض أخبار الكتب المتقدمة التي لم نأخذ منها كثيرا لبعض الجهات مع ما سيتجدد من الكتب في كتاب مفرد، سميناه: بمستدرك البحار إن شاء الله الكريم الغفار، إذ الالحاق في هذا الكتاب يصير سببا لتغيير كثير من النسخ المتفرقة في البلاد: والله الموفق للخير والرشد والسداد »/ص۴۷

🔹ب/شرحی بر احادیثی که نیازمند توضیح هستند بنویسد ،

« وأوضحت ما يحتاج من الاخبار إلى الكشف ببيان شاف على غاية الايجازلئلا تطول الأبواب ويكثر حجم الكتاب، فيعسر تحصيله على الطلاب. وفي بالي - إن أمهلني الأجل وساعدني فضله عز وجل - أن أكتب عليه شرحا كاملا يحتوي على كثير من المقاصد التي لم توجد في مصنفات الأصحاب، وأشبع فيها الكلام لأولي الألباب«ص۴و ۵
✅ لزوم نوشتن مستدرک و شرح با توضیحی مفصل در نامهٔ م حوم افندی (از همکاران مجلسی در تدوین بحار) نیز آمده است که خواندنی است
ثم إن لي إليكم حاجة وهي أنكم أدام الله علو همتكم ونفعكم بالمؤمنين صرحتم في ديباجة البحار أنكم تكتبون شرحا كبيرا عليه إن شاء الله ورأيتكم قد تركتم إيراد بعض الأخبار والتحقيقات والفوائد والأبحاث والأجوبة من الكتب التي ذكرتموها في فهرست البحار أول مرة ككتاب الصراط المستقيم للبياضي العاملي، وكتاب سعد السعود للشريف ابن طاوس فكنت أظن أنكم ستدركون ما فات منكم منها مع أخبار كتب تتجدد لكم بعد إنشاء الله عز وجل في شرحه وما رأيتكم تحيلون في تضاعيف أخبار البحار وبياناتها مرة إلى الشرح بأن تقولوا مثلا بعد إيراد أخبار في باب من أبوابه هذه العبارة بعينها مثلا وتمام الأخبار الواردة في هذا المعنى أو تمام التحقيق في ذلك موكول إلى شرحنا على هذا الكتاب، يعني البحار حتى إذا نسيتم أنه سبق الوعد منكم بتأليف شرحه ذكرتم في هذا الالحاق الأخير كتاب المستدرك، ولا يستقيم هذا على ظاهره لأنه تأبى ترتيب أبواب البحار عن ترتيب أبواب كتاب المستدركوأيضا من نعم الله العظيمة على طلبة العلوم الدينية أن يجدوا جميع الأخبار الواردة في مطلب من المطالب العلمية أو العملية مجتمعا محصورا مبينا في الباب الذي وضع لها، لأنه بذلك يعلم واحدية الخبر وتواتره إلى غير ذلك من الفوائد التي لا تعد ولا تحصى.
ومن هنا قال بعض تلامذتكم: كان الأصوب أن تدخل الكتب الأربع أيضا في البحار أو في شرحه إن شاء الله فإنها ليست على ما ينبغي وكتب التهذيب يحتاج إلى تهذيب آخر لاشتمالها على أبواب الزيادات كثيرا، ولذا أخطأت جماعة منهم الشهيد في الذكرى وغيره في غيره فحكموا بعدم النص الموجود في غير بابه، ولا ينفع كثيرا جمع من جمعها من المعروفين كصاحب الوافي وصاحب تفصيل وسائل الشيعة إلى مسائل الشريعة وغيرهما لما ذكر، ولعدم الاعتماد على ما فهموه من مراد المعصوم عليه السلام فإن تشرعوا في كتابة شرح البحار ولو كان الجزء الأول منه، وتسموه بهذا الاسم السامي: سقاية خطاب العين الخمور من شراب الطهور، ودلالة طلاب الكبريت الأحمر على الحوض الكوثر، لكان من أحسن الاحسانات، وأنعم الانعامات، وكانت ديباجته محلا لنقش أسماء الكتب من الموافقين والمخالفين، التي سييسرها الله لكم وتحصل في يدكم العليا في السنين الآتية والأعوام المستقبلة إنشاء الله تعالى.
ولا منافاة بين أن يكون المتن والشرح كلاهما مشتملين على الاخبار فقط فإن المقنعة للشيخ المفيد والتهذيب كانا هكذا، ولا ريب أن الالحاق إنما لا يناسب بالمجلدات التي كتب عليها التبيان والتفسير وهي خمسة عشر مجلدا من المجلدات الخمسة والعشرين من البحار دون المجلدات العشر التي لم توضح ولم تفسر ولم تشتهر ككتاب الرابع عشر، وكتاب مكارم الأخلاق، وكتاب الحدود وكتاب الروضة، وكتاب القرآن والدعاء، وكتاب أعمال السنة وكتاب الحج، والكتب الثلاثة الباقية من البحار.
ولا شك أيضا أن جمع الأحاديث مقدم على تبيينها لئلا ينسبكم من ينظر في كتابكم، أعطى الله كتابكم بيمينكم، إلى العجز والتقصير وقلة التتبع، فإنكم زاد الله حلمكم عن السفاهات والجهالات مني ومن أمثالي زبرتم في ديباجة البحار أنه كتاب يغني من يحصله عن ساير كتب الاخبار، فينبغي أن لا تبقى رسالة في علم الأحاديث إلا وكانت داخلة فيه، ولو بعد حين/ج۱۰۷/ص۱۷۷و ۱۷۸و۱۷۹

🔸 از مجموع سخنان استاد و شاگرد چنین استفاده می شود که بحار الانوار کنونی به قصد جمع آوری تمام احادیث شیعه نیوده ، بله تا حد زیادی این آرزو
( = دائرة المعارف جامع احادیث) با نوشتن مستدرک البحار آن هم با شیوهٔ ارائه شده توسط مرحوم افندی عملی می شد، ولی به هر حال نگارش بحار کنونی با این انگیزه نیست.

🔶 اینکه هم استاد و هم شاگرد به ضرورت شرح و تبیین اعتراف دارند ، نشان از این دارد که بسیاری از همین احادیث موجود در بحار ( تا چه رسد به مستدرکی که نگاشته نشد) به لحاظ متنی و سندی نیازمند شرح و توضیح هستند ، ﴿همان شیوه ای که مرحوم مجلسی در مرآة العقول و ملاذ الأخیار به کار برده است ، که اشارهٔ مختصری به سند دارد و آنگاه نکته هایی را در مورد روایت بیان می کند﴾ حال اگر حتی یک جلد بحار به قول مرحوم افندی شرح می شد ما می توانستیم بقیه روایات را بر همین منوال بررسی کنیم ببینیم مثلا جایگاه سندی روایت در نظر علامه چیست، ولی این امر محقق نشده است.

🔸مرحوم‌مجلسی به گفتهٔ خودش قصد داشته که در مستدرک بحار روایاتی را از کتاب هایی که به جهاتی از آنها کم نقل روایت کرده است بیاورد، و نیز کتبی که بعد از نگارش بحار به آن ها دست یافته است، باید توجه کرد که دستهٔ نخست خود بر دو بخش است یکی منابع اصلی مثل کتب اربعه و نهج البلاغة که چون خوف ضیاع و تلف شدن در آنها نبود کمتر از آنها نقل شده است ، دوم هم کتاب هایی که یا به جهت عدم اتقان و یا به جهت وجود همان روایات در منابع مهمتر و متقن تر از آنها کمتر نقل شده است( چنانکه از مجموع مقدمه استفاده می شود)

🔸شیوهٔ نقل و اعتماد بر روایت توسط مرحوم علامهٔ مجلسی امتیاز مهم تجمیع قرائن را داراست ، یعنی در عین بهره برداری از دانش رجال به آن بسنده نمی کند بلکه ایشان عنایت ویژه به این امور نیز دارد : شخصیت مؤلف و اهمیت کتاب او ، نسخه شناسی ،اعتماد یا عدم اعتماد بزرگان به کتاب و نویسنده ، عمق یا سستی متن روایت ، فرق گذاشتن بین روایت مجعوله با روایت ضعیفه ، ﴿زیرا روایتی که می دانیم کذب است با روایتی که احتمال کذب در آن می دهیم، به لحاظ نمره برابر نیستند﴾و .....

🔸کوشش مخلصانه و جهاد مبارک علمی ایشان در إحیاء تراث گرانقدر روایی شیعه بر هیچ منصفی پوشیده نیست ،نادیده گرفتن یا کم بها جلوه دادن این مجموعهٔ بزرگ و بسیار ارزشمند خلاف انصاف است ، علامهٔ مجلسی و کتاب بحار او نعمت الهی برای شیعه بوده و هست و خواهد بود
وَيَا قَوْمِ أَوْفُوا الْمِكْيَالَ وَالْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ ۖ وَلَا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْيَاءَهُمْ وَلَا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ ۵۸/ هود
البته قطعا شخصیت ایشان ، موضع گیری های او ، همهٔ تألیفات او ازجمله بحار قابل بررسی و نقد عالمانه، منصفانه و مؤدبانه هست، مسلم است که این نقدها در بالندگی علوم دینی و پویایی و ترقی میراث شیعه تأثیر بسزایی خواهد داشت.
لذا اگر این طلبهٔ کوچک که همواره از برکات علمی علامه بهره مند بوده ام نکته هایی را در نقد روش ایشان عرض می کنم ، هرگز به معنای نادیده گرفتن عظمت مجلسی و کم جلوه دادن آثار آن بزرگوار نیست.

#بحارالأنوار

🔶در عین اعتراف مجدد به عظمت کتاب بحارالأنوار
برای من پرسش ها و نقاط مبهمی وجود دارد که برخی از آنها اشاره می کنم :

🔷 من نفهمیدم محدثینی مثل مرحوم کلینی و مرحوم صدوق و....چه مقدار از مصادر و منابع اولی بحار را در اختیار داشتند⁉️
🔷 من نفهمیدم اگر اکثر منابع اصلی بحار در دست آنها بوده چرا آنها از آن منابع حدیث زیادی
نیاورده اند⁉️

🔷 من نفهمیدم چگونه می توان پذیرفت که منابعی به دست علامه رسیده باشد ولی به دست آنها نرسیده باشد⁉️

🔷 من نفهمیدم چرا علامه چرا مسلک روایی خود را آنقدر گسترده قرار داده که حتی مثل طب الرضا و فقه الرضا (علیه السلام) را به دیدهٔ اعتبار می نگرد ⁉️

🔷من نفهمیدم چرا در پذیرش روایات در مثل مستحبات ، ادعیه ، ادویه ، قصص ، مواعظ اخلاقی بتوانیم هر روایتی را از هر کتابی آن هم بدون هیچگونه تعلیقه ای نقل کنیم ، به صورتی که تصور خوانندگان در مواردی این باشد که همه روایات در حد دلیل معتبرند⁉️

🔷 من نفهمیدم چرا در بعضی موارد که توضیح و بیان قطعا لازم است ، ایشان و همکاران بزرگوارشان ساکت هستند⁉️
﴿ مثلا روایاتی که سیرهٔ امام عصر( ارواحنا فداه) را بعد از ظهور روشی پر از خشونت و ظلم معرفی می کند‼️ ، امامی که مظهر رحمت الهی و دارای سیره ای انسانی و عقلانی است ولی ما که نقد و اشکالی نیافتیم ﴾

🔷 من نفهمیدم که همهٔ روایات زیادی که به نحو وجاده نقل شده اند در حد دلیل معتبرند ، یا همه در حد مؤید هستند و یا بخشی دلیل و بخشی مؤید
می باشند⁉️
مرحوم افندی در بارهٔ استفادهٔ زیاد استادش از شیوهٔ «وجاده» گوید:
«والأحاديث الوجاديات فإنكم أطال الله عمركم نقلتم أخبارا كثيرة في البحار بعنوان الوجادة وهي بخطوط الوزير العلقمي، والشيخ البهائي، والشيخ الشهيد، نقلا من كتاب الصفواني وغيره، ووالدكم الماجد نقلا من كتاب النوادر لجعفر بن الحسين شيخ الصدوق محمد بن بابويه وذلك النقل الأخير في باب قصص لقمان من أبواب الجزء الخامس من الاجزاء الست من المجلد الخامس وغيرهم من المحدثين رضي الله عنهم وعنكم أجمعين» بحارج ۱۰۷ ص۱۷۳

🔷 من نفهمیدم چرا علامه بین روایاتی که متضمن مطلبی عقلانی ، عقلایی یا علمی است با روایاتی که در مورد تعبدیات است ، عملا فرقی نمی گذارد⁉️


#بحار_الأنوار
🔸من معتقدم نباید به دلیل وجود اشکالاتی در بحار الأنوار دست به ﴿ تهذیب﴾( =حک و اصلاح ) این کتاب زد و نیز نباید به همین بهانه کتاب را ﴿ تلخیص ﴾ کرد ، بلکه باید با رعایت کامل امانت داری همین اثر موجود را در دسترس اهل نظر قرار داد.

🔸بله حال که تهذیب و تلخیص شیوهٔ مناسبی نیستند ، بلکه بسیار بجاست که بر مبنای همین بحار موجود، کتاب جامع دیگری را تألیف کرد ، کتابی که همهٔ امتیازات بحار را دارا باشد ولی از نواقص و اشکالات آن مبرا باشد،
کتابی جامع که :
🔻۱/همهٔ روایات امامیه و نیز همهٔ احادیث منقوله از اهل بیت علیهم السلام در کتب اهل سنت و دیگر فرق اسلامی را در همهٔ موضوعات اعتقادی و اخلاقی و فقهی و....در بربگیرد، یعنی با تتبعی گسترده تمام آنچه در بحار نیامده اضافه شود ﴿= استدراک ﴾

🔻۲/ بحث مفصل و مستقلی در زمینهٔ﴿ تعریف
المصادر﴾,﴿توثیق المصادر﴾و نیز﴿تضعیف المصادر﴾
مطرح گردد، و برای هر دسته از منابع رمزی قرار داده شود که در کنار نام کتاب منبع در سراسر این کتاب بیاید.

🔻۳/تک به تک روایات سندا بررسی شود و بر طبق مبانی مختلف رجالی ارزشگذاری سندی شود و با رموزی در کنار هر روایت ذکر شود.

🔻۴/ متن تمام روایات با روح قرآن کریم ، سنت قطعیه ، عقل قطعی و نظریات قابل قبول علمی و....سنجیده شوند

🔻۵/ مهمترین شروح و بیان ها در ذیل هر روایت آورده شود و علاوه اگر توضیح بیشتری هم نیاز بود ذکر شود.

🔻۶/ هر جا در روایات فقهی احتمال تقیه مطرح شده است نخست روایات آنان و آن گاه به آراء مشهور عامه هم اشاره ای بشود.

🔻۷/به نسخه بدل های مهم پرداخته شود.

🔻۸/ بخش نخستین هر باب و موضوع که در بحار با آیات قرآن کریم شروع می شود، با دسته بندی فنی تر و جامع تر و نیز توضیحات مفسران گذشته و حال از عامه و خاصه همراه باشد

🔻۹/در مباحث اخلاقی در بابی مستقل روایات منطبق با قرآن و سنت قطعیه نبویه را از منابع اهل سنت به عنوان تایید و نه دلیل ذکرشود.

🔻۱۰/در مباحث امامت طرح تراث روایی آنان به خاطر احتجاج و یا اشکال مناسب است.

🔻۱۱/ چنانکه علامه هم از کتب لغت استفاده کرده است توضیح واژگان غریب در این مجموعه راهگشاست.

🔻۱۲/در شرح روایات علمی مثل نجوم و طب و نیز روایاتی که به نحوی با علوم دیگر( اعم از انسانی و تجربی) ارتباط پیدا می کنند، علاوه بر مباحث سندی و دلالی ، باید گروهی از متخصصان آن فن مربوط، متن روایات را از دیدگاه تخصصی خود آزادانه بررسی و نتیجه را ارائه دهند،

🔻۱۳/ شرح روایات توحیدی و معاد و نیز شرح روایات عقل و جهل و...جانبدارانه نباشد بلکه شامل تمام گرایشهای کلامی ، فلسفی ، عرفانی و تفکیکی باشد.( علاوه بر آنکه شرح همهٔ بزرگان از همهٔ مکاتب آورده شده است)

🔻۱۴/ منابع و گزارش های تاریخ اسلام نیز نیازمند اعتبار سنجی با روش حوزوی و آن گاه با متد علمی متخصصان تاریخ است.

🔸 روشن است مخاطب این کتاب جامع خصوص آشنایان به مبانی حدیثی و رجالی و... است و روشن است صرف وجود روایتی در این کتاب دلیل اعتبار روایت و مجوز نقل آن در محافل و مجالس نیست.

هیچ نظری تا کنون برای این مطلب ارسال نشده است، اولین نفر باشید...