تبیینی از مسلک اضطرار در استنباط و اجراء(5)

[تذکر لازم: انتشار این بخش(بالخصوص فراز پایانی) بدون انتشار قسمت های پیشین مورد رضایت استاد نمی باشد!]

[جایگاه روایات در فهم دین]

در مورد جایگاه روایات در فهم دین گرایش هایی دیده می شود، عده ای به اسم رجوع به قرآن کریم عملا با بسیاری از روایات کاری ندارند، در برابر اخباریونی که فهم قرآن کریم را هم منوط به روایات می دانند، عده ای هم هر روایتی را که با معیارهای تنگ رجالی نتوانند بپذیرند کنار می گذارند و ....

[مسلک اضطرار و دسته بندی روایات]

مسلک اضطرار فقط دو دسته روایات را کنار می گذارد یکی روایاتی که علم به جعلی بودنش داشته باشیم و دوم روایاتی که علم به دروغ بودن آن نداریم ولی معنای آن روایت قابل فهم ما نیست؛ لذا باید علمش به اهلش وا گذار شود. غیر از دو دستهٔ یاد شده، بقیه هم یک دسته روایاتی هستند که در عملیات تجمیع قرائن نمرهٔ خوبی می گیرند و به عنوان ««دلیل»» مطرح می شوند و دسته ای که مجموع نمره ها قوی و در حد دلیل نیست، آنها به عنوان «مؤید» قابل استفاده هستند.

[کلام شیخ صدوق پیرامون روایات طب، شاهدی بر مسلک اضطرار]

🔷 با توجه به عبارتی که مرحوم شیخ صدوق (أعلی الله مقامه الشریف) در صفحۀ ۱۱۵ کتاب اعتقادات، دربارهٔ روایات طبی مطرح فرموده اند، عرض می کنم:

1🌿شیخ صدوق می فرمایند برخی از روایات طبی مربوط به شرائط آب و هوای مکه و مدینه صادر شده است و قابل تعمیم به همهٔ مناطق عالم نیست، حال آیا نمی توان در غیر روایات طبی بلکه در مسائل اجتماعی نیز که در زمان ها و مکان ها معمولا متغیر است ( مثل سن قابلیت ازدواج ) این سخن مرحوم صدوق را مطرح کرد؟!
آیا اطلاق زمانی و مکانی گرفتن از یک روایت در این موضوع با توجه به مشکلات و کمبودهای مطرح شده در روایات ممکن است؟!
آیا خود این نشان از یک  اضطرار در استنباط و در نتیجه تطبیق روش اضطراری ندارد؟

2 🌿 مرحوم صدوق در مورد روایات طبی احتمال می دهند که یک دستور العمل فردی و شخصی است که قابل تسری به دیگران نیست، حال آیا در روایت هایی که پرسش و پاسخی را مطرح می کند، می توان به صرف قاعدۀ اشتراکِ در تکلیف، حکم به تعمیم داد یا با توجه به معضلات و بن بست های روایی که مطرح شد، باید از راه اضطراری بهره بگیریم؟!

3 🌿 مرحوم صدوق در مورد برخی از روایات طبی احتمال تدلیس و تحریف توسط مخالفین را (به جهت زشت نشان دادن مکتب اهل بیت علیهم السلام) مطرح می فرمایند، حال آیا این احتمال در غیر روایات طبی داده نمی شود؟!
آیا صرف بحث سندی آن هم با آن انسدادی که در رجال بود، کافی برای اطمینان به یک حدیث است؟!
آیا نباید حتی روایات معتبرة السند را به روح قرآن کریم و به سنت قطعیه و به قطعیات عقلی و به مسلمات علمی و ... تطبیق داد؟!

4 🌿مرحوم شیخ صدوق در بارهٔ اخبار طبیه احتمال سهو ناقل و نیز احتمال تقطیع این احادیث را موجب سستی این روایات می دانند، اکنون باید پرسید این احتمال سهو و یا احتمال تقطیع و لو ضعیف تر در غیر روایات طبیه داده نمی شود؟!
و اگر این احتمالات در این موارد هم هست که قطعا هست و اگر با توضیحی که داده شد، شرائط استنباط عادی نیست، بلکه اضطراری است، آیا نباید برای خروج از این بن بست ها به فکر راه خروج اضطراری بود؟!

[تاسیسیات،امضائیات و مسلک اضطرار]

🔷 ابواب و فروع فقهی را می توان بر دو دسته تقسم کرد:
الف: تأسیسیات
ب : إمضائیات
مقصود از تأسیسیات آن دسته از احکامی است که توسط خود شارع تأسیس شده، و بنای آنها بر تعبد و تمسک بر ادلهٔ نقلیه است مثل کیفیت و زمان نماز و روزه و
و ....

منظور از إمضائیات گزاره های فقهی هستند که اساس و ریشهٔ آن ها عقلایی و عرفی است، و شارع آن ها را إمضا فرموده است و نهایتا تعلیقه ها و تبصره هایی بر آن زده است، مثل بیع، اجاره، صلح و سیاسیات.
حال ما نسبت به تأسیسیات دچار کمبود و نواقص در ادلهٔ نقلیه بودیم ولی در امضائیات قضیه متفاوت است؛ زیرا مبنای اساسی کار فقیه در اینجا روش عقلاست و اگر از ادلهٔ نقلیه موجود نکته ای استفاده شد که هیچ و الا اوست و همان فهم و عمل عقلا، شکستنِ بن بست به وجود آمده در ادلهٔ نقلیه در إمضائیات، با مبنا قرار دادن ارتکازات و عمل عقلاست.

🔷 مقصود از إمضاء، تایید صریح یک عمل عقلایی نیست، بلکه همینکه یک دیدگاه و رفتار عقلایی و لو نو پدید با *قطعیات دین* تنافی نداشت، کافی است.

در اینجا تعامل بیشتر دانش حقوق با همهٔ گرایش هایی که در آن است، با علم فقه ضروری به نظر می رسد.( بحث از کیفیت تعامل محتاج بررسی مستقل است.)

[اجرای اضطراری]
🔷 وقتی فهم دین و استنباط و اجتهاد احکام آن در دوران غیبت اضطراری است، وقتی بین دینِ موجود با دینِ نازل تفاوت هایی است، وقتی بخش عمده ای از منابع قانونی از دستمان رفته و در فهم بقیه هم دچار بن بست ها و معضلاتی سخت هستیم، آیا نباید سخن از إجرای اضطراری به میان آورد؟

🔷 عوامل به وجود آوردن اجرای اضطرای بر دو دسته اند:
الف :عواملی که مستقیم قانون دینی را اضطراری می کند و غیر مستقیم اجرا را اضطراری می گرداند.
ب :عواملی که مستقیم خود اجرا را اضطراری می کند.

🔸عوامل بخش اول عبارتند از:
الف/ در دست نبودن معدن علم گسترده و بی خطا
ب / ناقص بودن دین موجود نسبت به دین نازل
ج / محتمل الخطاء بودن بخش هایی از دین موجود
د / اختلافی بودن بسیاری از احکام دین موجود
ه / پیدایش شرائط جدید و نیز مسائل نوپدید در اثر توسعه علم و صنعت بشری که گاهی چالشی عظیم بین مرحلهٔ استنباط و مرحلهٔ إجراء به وجود می آورد.

🔸مهم ترین عوامل بخش دوم عبارتند از :
الف/ در دسترس نبودن مقتدا و مسئول و ناظر بی خطا و معصوم
ب /عدم انقیاد و پذیرش اقشار زیادی از جامعه نسبت به برخی از احکام دین (مثل حجاب و ...)
ج /عدم امکان اجرای همهٔ احکام همین دین موجود در اثر شرائط داخلی و خارجی ( مثل بانکداری ، اجرای حدود و ...)

[اجرای اضطراری یعنی]
🔷اجرای اضطرای یعنی خود را عملا معصوم نپنداریم، چون :
« لا يُقاسُ بِآلِ مُحَمَّد مِنْ هذِهِ الاُمَّهٍ أحَد و لا يُسَّوي بِهِمْ مَن جَرَت نِعْمَتُهُم عَلَيْهِ اَبَداً هُمْ اَساسُ الدَّينِ و عِمادُ اليَقينِ. »( خطبه دوم نهج البلاغة )
كسي از اين امت را نتوان با آل پيامبر (صلی الله علیه و آله) مقایسه کرد و نيز هرگز روزی خوران خوان علم و فضیلت اهل بيت را نمی توان با آنان برابر دانست دودمان پيامبر پایهٔ دین و ستون استوار يقين اند.

🔷 اجرای اضطراری یعنی اقدام در حد توان و وعده در حد امکان، چون:
لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفسًا إِلّا وُسعَها/۲۸۶ بقره /// لَا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَّا مَا آتَاهَا /طلاق ۷/

🔷 اجرای اضطراری یعنی پذیرفتن قوانین بین المللی، یعنی مدارا و همزیستی و تقیه را اصل و پایه قرار دادن.

( خوانندگان محترم را در این زمینه به دو مقالهٔ فقه و همزیستی و نیز  فقه و روابط بین الملل در همین [سایت و] کانال [تلگرام] ارجاع می دهم.)

مطالب مرتبط...

هیچ نظری تا کنون برای این مطلب ارسال نشده است، اولین نفر باشید...