تبیینی از مسلک اضطرار در استنباط و اجراء(3)

[ادامۀ بیان نواقص موجود در نقل روایت]

شیوه های اعتبار سنجی و کاربرد روایات متفاوت است و این خود بحث مفصلی می طلبد، گروهی مبنای اساسی در اعتماد به روایات را فقط موثق بودن روات می دانند و گروهی وثوق به صدور را مطرح می کنند که معلول عواملی متعدد مثل قوت سند، قوت متن و یا إفتاء یا إعراض فقهاء از روایت است. گروهی مراجعه به سند را در همه موارد می پذیرند ولی گروهی فقط در مقام تعارض و ترجیح به سند مراجعه می کنند ....

حال غرض ما با طرح بحث انسداد در رجال، اشتباه نقل به مضمون با نقل به معنی، از بین رفتن بخشی عمده از تراث، فقد قرائن حالیه، غفلت و فراموشی به هنگام نگارش حدیث و تقطیع روایات این بود که اساسا در اصل مراجعه به روایات، إشکال [وجودِ] بن بست هایی است. (بله البته شدت و ضعف إشکال را به حسب مبانی مختلف می پذیریم.

[اختلاف در نقل و وجود نسخه بدل در کتب روایی]

🔷 به هنگام نگارش یک متن از روی کتاب دیگر، احتمال غفلت و اشتباه و احتمال زیاده و نقصان امری طبیعی است، به همین مناسبت سُنت مقابله و تطبیق بین دو متن، دائر و رائج بوده [است]، و به همین جهت نیز اصولیین سخن از اصل عدم غفلت، اصل عدم زیاده و ... به میان آورده اند، اما در عین حال، ما با این همه اختلاف در نقل و نسخۀ بدل در کتب روایی مواجهیم. نگاهی به چاپ جدید کافی که به برخی از موارد اختلاف نسخه ها اشاره دارد، کافی است، و این خود علاوه بر وجوه گذشته، بن بست را سخت تر و راه خروج از آن را دشوارتر می کند.

[وجودِ وسائط در نقل]

🔷 روایتگری مستقیم از امام دارای معضلاتی بود تا چه رسد به نقل با واسطه، اگر در یک جمع مثلا ده نفره نفر اول مطلبی را مخفیانه به دومی بگوید و دومی هم مخفیانه به سومی و همینطور تا نفر آخر، وقتی نفر آخر همان سخن نخستین را به نفر اول باز گو می کند، معمولا مشاهده می شود که تفاوت هایی رخ داده است. از همین جهت هرمقدار وسائط کمتر باشند، روایت قوت بیشتری دارد ( = قرب الإسناد )، بنابراین وجود وسائط خود مشکل ما را قوی تر و خروج از بن بست را دشوارتر می کند.

[حقایق ناگفته]

🔷 تاریخ حیات آل الله «علیهم السلام» و تاریخ پیروان آنان نشان می دهد که ائمه «علیهم السلام» و شیعیان، در دوران خفقان و دیکتاتوری و زمانِ ظلم و ظلمت چه مشکلاتی را تحمل کرده اند و چه شکنجه های جسمی و روحی را تحمل کرده اند، تا همین تراث گرانقدر کنونی در دست ما باشد؛ ولی روشن است که اگر خلافت ظاهری در دست ائمه هدی «علیهم السلام» بود و اگر آزادی بیان داشتند، حقایق بیشتری از دین را بیان می کردند، حقایقی را که اساسا نتوانستند بیان کنند، و قطعا آن حقایق ناگفته در فهم همین گفته ها هم تأثیر داشت، ولی ما الان محرومیم ، و این است که گفتیم بین دین نازل با دین موجود تفاوت است و توجه به این نکته دشواری مسیر استنباط را در زمان غیبت نشان می دهد.

[سه مطلب اساسی از فرهنگ و آموزه های شیعی]

سه مطلب اساسی و غیر قابل تنزل و إغماض در فرهنگ و آموزه های شیعی وجود دارد که هر سه مطلب در تبیین نظریه اضطرار در استنباط و اجراء تأثیر مهمی دارند:

الف: مقام پیامبر «صلی الله علیه و آله» و ائمه هدی «علیهم السلام» از دو بُعد علمی و اخلاقی قابل مقایسه با احدی در عالم نیست و سنجش دیگران با آنان ظلمی عظیم و خطایی بزرگ است.
از نظر علمی بر طبق نصوص معتبره آنان خود «گنج» علم الهی و نیز «گنجینه» حکمت الهی و در عین حال «گنجبان» اسرار الهی می باشند، مجهولی و یا تردیدی برای آن بزرگواران نیست و حقیقت و رموز قرآن کریم در نزد آنهاست. و ودر همه گفتارشان از جمله آنچه از دین تبیین می کنند، خطایی نیست و معصوم هستند.
از نظر اخلاقی هم آنان منتهی الحلم و اصول الکرم و دارای اخلاقی عظیم و ادبی بی نظیر می باشند، معصوم یعنی انسان کامل و نسخۀ جامع بشر که هیچ گونه خطا و لغزشی در رفتار و گفتار او نیست.

حال آیا اگر ما در این زمان، برای فهم دین و یا اجرای برخی از احکام به غیر معصوم مراجعه کردیم غیر از اضطرار و به تعبیر شیخ انصاری اکل میته، تفسیر دیگری دارد؟!

ب: غضب خلافت ظاهریه و خانه نشینی عترت «علیهم السلام» یک ظلم معمولی نیست که آثار محدود زمانی و مکانی داشته باشد. آن چه در سقیفه و پس از آن رخ داد فقط نبرد با یک عده از انسان ها در محدوده ای از جغرافیا نبود، بلکه نبرد با همه بشریت در همه زمان ها و همه مکان ها بود. وقتی شیعه از سقیفه می گوید نگاه تاریخی ندارد، بلکه نگاه او به مسیر حیات طیبه انسان هاست که با آن ماجرا و حوادث بعد از آن دستخوش دگرگونی شد؛ زیرا تحلیل شیعه از والی و زمامدار معصوم صرفا یک رهبر سیاسی محض نیست که در اثر ظلم خانه نشین شده، بلکه چون معصومین «علیهم السلام» باید مرجع علمی، سیاسی و اخلاقی امت باشند، پس خانه نشینی آنان خسران علمی و اخلاقی برای همه بشریت است. خسارتی که نه تنها به مرور زمان کم نمی شود، بلکه درد آن زخم های جانکاه بیشتر و بیشتر احساس می شود. حال آیا با این تحلیل می توان گفت شرائط استنباط و اجرای احکام اضطراری نیست؟!

ج: غیبت حضرت بقیة الله ارواحنا فداه خود اضطرار بسیار شدیدی است که ما با آن مواجهیم، غیبت امام یعنی غیبت فقه و علم حقیقی، غیبت اخلاق الهی، غیبت عدل و داد، غیبت زلال حکمت ربانی و غیبت انسان کامل، حال آیا یکی دانستن شرائط استنباط و فهم دین و نیز إجرای احکام در این عصر اضطرار با زمان حضور قابل قبول است؟!

[تفاوت شیوۀ فهم در شرائط گوناگون]

🔷 شیوۀ فهم دین و از جمله استنباط احکام شریعت (= فقه) در شرائط گوناگون متفاوت خواهد بود؛ لذا اگر شرائط مثل زمان ائمه «علیهم السلام» و اصحابی باشد که به معصوم دسترسی داشتند، باید راهی را برای فهم دین تعریف کرد که آن شیوه در زمان ما قطعا پاسخگو نیست زمانی که:

اولا؛ زمان غیبت است و دست ما از منبع علم و عصمت کوتاه است.

ثانیا؛ ائمهٔ پیشین «علیهم السلام» نتوانستند همه حقایق دینی را تبیین کنند.

ثالثا؛ بسیاری از آن چه که گفته بودند الان در دست ما نیست.

رابعا؛ در علم رجال بن بست جدی داریم.

خامسا؛ متن روایات موجوده دچار کمبودهایی جدی است. (= فقد بعضی قرائن متصله و حالیه، اشتباه نقل به مضمون به جای نقل به معنی، تقطیع، نسیان، غفلت و اشتباه در نگارش و نیز مشکل واسطه ها در نقل که مختصرا در مورد هر یک توضیح داده شد)

این بود مقدمه اول مسلک اضطرار [یعنی فرق بین دین نازل با دین موجود.]

مقدمه دوم [مسلک اضطرار]
:
قطعا ما نسبت به این تراث موجود بی تکلیف نیستیم، نمی توانیم به دلیل مشکلات یاد شده خود را یله و رها بدانیم ، نمی توانیم از علم اجمالی به وجود تکالیف در بین همین تراث موجود چشم پوشی کنیم یعنی نمی توانیم اصالة البرائة را در همه تکالیف مشکوکه و مظنونه جاری کنیم، بلکه قطعا ذمهٔ ما به مجموعه ای از تکالیف مشغول است پس باید حجت قابل قبول عقلی و شرعی در برائت ذمه خود حاصل کنیم.
از سوی دیگر نمی توان حکم به وجوب احتیاط در همه تکالیف مشکوکه و مظنونه کرد؛ چه اینکه قطعا لزوم احتیاط گسترده، مستلزم عسر و حرج شدید و بلکه اختلال نظم و نظام زندگی بشری است و این هم خلاف روح شریعت سمحه سهله است.
حال چه راه حلی هست ؟؟

[اتفاق بزرگان بر انسداد باب علم]

🔷 همه بزرگان شیعه با هر مسلک و مرام علمی که دارند بر یک مطلب متفقند و آن این که در زمان غیبت باب علم (= قطع و یقین) نسبت به اغلب فروع و جزئیات احکام مسدود است و اگر در بعضی از کتاب ها سخن از انفتاح باب علم به میان آمده باید توجیه شود به اینکه مرادشان از علم ، قطع و یقین نیست، بلکه مقصود علم عرفی و به تعبیر دیگر اطمینان است.

[انفتاحی و انسدادی]

🔷 معمولا در یک تقسیم بندی علمای شیعه بر دو گروه تقسیم شده اند، انفتاحی و انسدادی ، انفتاحی به کسی می گویند که در عین اعتراف به انسداد باب علم، باب «علمی» را مفتوح می داند، یعنی می گوید ما دلیل قطعی بر حجیت بعضی از ظنون مثل خبر واحد (= ظن خاص) داریم؛ لذا در اغلب فقه به مشکل جدی برخورد نمی کنیم و در موارد شک هم به اصول عملیه مراجعه می کنیم.

در حالی که انسدادی می گوید دلیل قطعی بر حجیت ظنی خاص نداریم و به عبارت دیگر چیزی به نام ظن خاص نداریم، بلکه انسدادیون با توجه به مقدماتی به حجیت «ظن مطلق» می رسند، یعنی اگرچه مثل خبر واحد به طور خاص دلیلی برحجیت آن نیست ولی با توجه به عدم امکان احتیاط، عدم امکان اجرای برائت در این موارد و قبح ترجیح مرجوح (=شک و وهم) بر راجح (= ظن) نوبت به عمل بر طبق ظنون از جمله خبر واحد می رسد.


[مسلک شیخ، مسلک سوم]

🔷 بنده در بحث اصول به این نتیجه رسیدم که تقسیم بندی مذکور به انفتاحی و انسدادی جامع نیست و می توان از سخنان شیخ أعظم (قدس سره) مسلک دیگری را پیدا کرد که نام آن را مسلک اضطرار نهاده ام.
اگر چه نام مسلک اضطرار در فرمایش شیخ‌انصاری نیامده [است]؛ ولی چون ایشان نسبت به مهمترین مقدمه انسداد یعنی مقدمه اول (= انسداد باب علم و ظن خاص نسبت به معظم احکام) موضع انتقادی نمی گیرد، بلکه به نحوی بعدا تایید هم می کند و از طرفی تأملاتی در مقدمات دیگر دارد، به این نتیجه رسیدم که شیخ أعظم نه انفتاحی اصطلاحی است و نه انسدادی با تعریف معروفش، بلکه مجموع سخنان ایشان در فقه و اصول نشانگر سبک ویژه ای است ....

[معنای مسلک اضطرار]

🔷مقصودم از مسلک اضطرار یعنی فقیه با توجه به مقدماتی که عرض کردم خود را در بن بست هایی ببیند، ولی در عین حال مجبور به خروج از بن بست باشد، اینجاست که سخن از «اطمینان» که به تعبیر شیخ اعظم همان علم عرفی است به میان می آید (نه ظن خاص انفتاحی و نه ظن مطلق انسدادی) منتها مهم این است که رسیدن به همین اطمینان هم در زمان غیبت با وجود معضلاتی که گفته شد، غیر از حصول اطمینان در غیر شرائط ویژه و اضطراری است، و در همین نقطه به شیوه تراکم ظنون و تجمیع قرائن می رسیم.

ادامه دارد ....

مطالب مرتبط...

هیچ نظری تا کنون برای این مطلب ارسال نشده است، اولین نفر باشید...