تبیینی از مسلک اضطرار در استنباط و اجرا (1)


در مبحث اصولی انسداد که اکنون هم ادامه دارد (صوت و تقریر در کانال و نیز سایت قابل دسترسی است)، به شیوه های متفاوت استنباط از انفتاح و انسداد و نیز اختلاف های درونی در این دو مسلک مفصل و مستند پرداخته ام، در آنجا مسلک سومی را هم نامگذاری کرده ام به نام مسلک اضطرار که بنده معتقدم شیخ أعظم انصاری مؤسس این مسلک است و شواهد آن را هم در دروس انسداد آورده ام ....

تقریر و بیان اینجانب از مسلک اضطرار متوقف بر دو مقدمه اساسی است که مختصرا به آنها اشاره می کنم و توضیح بیشتر را به آنچه در درس ها آورده ام واگذار می کنم.

مقدمه اول: فرق بین دین نازل و دین موجود

مقدمه دوم: مکلف بودن انسان ( که البته حد و مرز تکلیف باید بعدا روشن شود)

مقصود از دین نازل همه آن مطالبی است است که از طرف خداوند نازل شده و در قلب مقدس نبوی موجود بوده و بعد از آن حضرت هم ائمه علیهم السلام یکی پس از دیگری به تمام رموز و حقائق آنها دسترسی داشتند، و در زمان ماهم آن دین نازل در قلب مقدس امام عصر ارواحنافداه است و منظور از دین موجود هم آن چیزی است که در مجموعه تراث موجود شیعه از ابتدا تا کنون بیان شده است و نیز استنباطات و برداشت هایی که بعدا انجام می شود و خواهیم گفت نسبت این دو دین عموم و خصوص من وجه است.

در قرائت شیعی از دین، وجود معصوم مکمل و متمم قانون دینی است و اگر صحبت از بی نقص بودن دین و کافی و کامل بودن آن هست، منظور برداشت های گوناگون مجتهدان و صاحب نظران نیست، بلکه منظور همان دین نازل است که در قلب معصوم است و کمال و تمام دین هم با وجود معصوم معنا می شود.

همان گونه که خاتمیت هم در همان دین نازل و نه دین موجود در بین ما تفسیر می گردد.

بین مطالب بیان شده در دین موجود با حقائقی که در دین نازل است عموم و خصوص من وجه است؛ زیرا مشترکات زیادی بین این دو هست و از یک سو مطالبی در دین موجود هست که خطاست و در دین نازل این گونه بیان نشده است (زیرا ما مخطئه هستیم)، و از سوی دیگر حقائقی در دین نازل هست که الان دست ما نیست.

[عامل تفاوت دین موجود با دین نازل]
آنچه می تواند عامل تفاوت دین موجود با دین نازل باشد عبارت است از:

الف🔸 عدم دسترسی به تجسم دین نازل در زمان ما یعنی امام عصر ارواحنا فداه
ب 🔸 عدم امکان تبیین همه حقایق دینی در زمان یازده امام پیشین علیهم السلام
ج 🔸 از بین رفتن بخش های زیادی از تراث روایی ما
د 🔸 کمبودهای اساسی در تراث موجود

✅ عامل اول که واضح است و هیچ آگاه به مبانی شیعه منکر آن نیست؛ زیرا که در زمان غیبت نمی توان مستقیم و مستمر با حضرتش در ارتباط بود، و طبیعتا عدم دسترسی ما به او به معنای محروم ماندن از بسیاری حقیقت های دینی است.

✅ با توجه به غصب خلافت و ایجاد مشکل های بسیار سخت و فراوان و به وجود آوردن جو رعب و وحشت پس از شهادت خاتم الانیباء صلی الله علیه و آله وسلم تا زمان امام حسن عسکری علیه السلام عامل دوم هم روشن است و محتاج شرح و بسط نیست. البته اگرچه دشمنان نگذاشتند آن بزرگواران همه دین را تبیین کنند اما آنها با مجاهدت فراوان بسیاری از واقعیت های دینی را تبیین فرمودند.

✅ در مورد عامل سوم ما شواهد تاریخی فراوانی اقامه کرده ایم که روایات بسیار زیادی از روات مشهور الان در دست ما نیست، به تصریح نجاشی و ... برخی از روات، سی هزار روایت داشته اند که اکثر آنها اکنون نیست، کتاب های روایی بوده که الان مفقود است، تا آنجا که شیخ اعظم می فرماید آنچه از دست ما رفته بیش از مجموع روایاتی است که اینک در اختیار ماست. حال آیا با این حال نباید بین دین موجود و دین نازل تفاوت قائل شد؟!

[کمبودها در تراث روایی]

در بیان عوامل ایجاد تفاوت بین دین موجود با دین نازل به عامل چهارم می رسیم و آن کمبودهای اساسی در تراث روایی موجود است. این کمبودها از دو جهت قابل بحث است:

الف: أسناد روایات
ب: متن روایات


اما أسناد:
با تمام ارزشی که میراث رجالی ما دارد ولی به تنهایی کافی برای اعتبار سنجی سند روایات نیست؛ چون:

اولا
؛ بخشی از تضعیفات و توثیقات توسط بزرگان رجال حاصل تتبع و کنکاش و اجتهاد خود آنهاست، و معلوم است که اجتهاد آنان حجیتی برای دیگران ندارد.

ثانیا
؛ بخش دیگری از این توثیقات و تضعیفات در کتاب مرحوم نجاشی یا مرحوم شیخ و ... برگرفته از کتاب ها و گفته های نسل های قبل آنهاست و این هم وقتی به تنهایی ارزش علمی دارد که این تضعیف و توثیق با سند معتبر به آن تضعیف کننده و یا توثیق کننده اولیه برسد تا بتوان به آن عمل کرد و الا نجاشی یا شیخ که آن راوی را ندیده اند تا تضعیف یا توثیق حسی کنند، آشنایان به علم رجال می دانند که معمولا مثل نجاشی و شیخ اسناد توثیق و تضعیف را نمی آورند.

ثالثا
؛ اگر هم در مواردی در مثل رجال کشی اسناد توثیق یا تضعیف بیاید ، نقل کلام می کنیم به همین سند مذکور در رجال ، یعنی می پرسیم توثیق و تضیف همین وسائط کجا اثبات شده؟! غیر از علم رجال؟! پس به دنبال سندی دیگر بگردید از انسان های مورد قبول که سند مذکور در رجال را توثیق یا تضعیف کنند و این سلسه پایان نمی پذیرد؛ البته روشن است که سخن فوق در مورد راویانی نیست که وثاقت و یا ضعف آنها واضح و آشکار و مسلم باشد.

✅ پس در بررسی اسناد به بن بست رسیدیم حال بعدا باید ببینیم راه خروج اضطراری از این بنبست داریم یا نه؟!

ادامه دارد ....

مطالب مرتبط...

هیچ نظری تا کنون برای این مطلب ارسال نشده است، اولین نفر باشید...