ادبیات نقد

از مهمترین اموری که در نقد علمی و اخلاقی باید مورد توجه باشد ، ادبیات نقد است زیرا چه بسا ناقد در اثر مشاهده کاری غیر اخلاقی کنترل خود را از دست دهد و از گفتار یا رفتار زشت و ناپسندی استفاده کند، و پیش خود هم خیال کند که نهی از منکر کرده است .

در نقد علمی هم زیبنده نیست که ناقد در نوشتار و گفتار خود کنترل دقیق بر قلم و بیان را نداشته باشد و سخنی گزنده و تلخ از او صادر شود.

این نقد منصفانه و مؤدبانه است که با کرامت انسانی و ارزش های اسلامی سازگار است ، نه اینکه اگر من نسبت به آرای دیگران تأملاتی داشتم و یا اگر در مقام نقد اخلاقی بودم تعابیری به کار ببرم که اگر به خودم بگویند ناراحت شوم .

سوگوارانه این ادبیات گزنده و این نیش قلم و بیان کم و بیش هم در بین حوزویان دائر است و هم دانشگاهیان، مگر نمی شود نقد علمی جدی خودم را محترمانه بیان کنم؟!

مگر لازم است در مباحثه و مناظره واژه های تحقیر آمیز و غیر اخلاقی به کار ببرم؟!

چرا من طلبه هر نظر مخالف با خودم را نتیجه بیسوادی و ضعف بنیه علمی بدانم؟!

چرادر کتاب های ما حوزویان گاهی نسبت به بزرگان دیگر تعابیر نامناسب دیده می شود؟!

چرا برخی از روشنفکران محترم ما چاشنی نقد علمی خود را سخنی گزنده قرار می دهند؟!

مگر نمی شود نسبت به شخصیت بزرگی مثل علامه مجلسی و کتاب های او نقد و تامل داشته باشم ، بدون اینکه از مسیر اخلاق خارج شوم؟!

اگر من کمی هم احتمال می دادم که قصور از من است ، و من اشتباه می کنم دیگر حاضر به بکارگرفتن چنین ادبیاتی نبودم.

اگر من به شخصیت و کرامت انسان ها اهمیت می دادم و زحمت علمی احدی را کوچک نمی شمردم حاضر به تحقیر مخالفین خودم نمی شدم.

مطالب مرتبط...

هیچ نظری تا کنون برای این مطلب ارسال نشده است، اولین نفر باشید...