انصاف در نقد

انصاف یعنی دو نیم کردن ، و منصف کسی است که همواره طرف مقابل خود را نیمی از خود می داند، و گفتار و رفتارش را بر این پایه تنظیم می کند، و این قطعا یکی از سخت ترین کارهاست چنانکه در روایتی منقول از امام صادق علیه السلام به این دشواری تصریح شده است./ اصول کافی ج۲ ص۱۴۵

رعایت انصاف در نقد علمی متوقف است بر فهم درست سخنی که می خواهیم نقد کنیم ، چون چه بسا نقدها هیچ ارتباطی با سخن گوینده نداشته باشد و نشان از بی توجهی ویا اظهار فضل و ... داشته باشد.، باید چنین فرض کنم که این سخن علمی از خودم هست ، بعدا ببینم آیا قابل نقد است یا نه؟ آیا قابل دفاع است یا نه؟ ( ناگفته پیداست که سخن از نقادی است نه طرح پرسش جهت فهم مطالب)

نقد اخلاقی دیگران وقتی بر پایه «انصاف» است که :

اولا/ تبیین و ارزیابی قابل قبول از زشتی و زیبایی اخلاقی داشته باشیم تا گرفتار ترفند شیطانی « تزیین » نشویم یعنی زشتی های اخلاقی را در قاب و قالب زیبا نبیینم.

ثانیا/ خود در مسیر زیبایی ها و دوری از زشتیها باشیم، به ویژه حب و بغض شخصی و کینه و عداوت را کنار بگذاریم.

ثالثا / با محاسبه و مراقیه خود را هم نقد اخلاقی کنیم

غرض من هرگز نفی و سلب «حق انتقاد» از غیر واجدین شرائط یاد شده نیست من انتقاد او را مصداق عمل مجرمانه نمی دانم ، ولی قطعا چنین انتقادی منصفانه نیست.

قاعدۀ زرین (طلایی) که می گوید: با دیگران به گونه ای معاشرت کن که دوست داری با تو رفتار کنند و قاعده سیمین (نقره ای) که می گوید: آن گونه رفتاری را که با خودت دوست نداری برای دیگران هم دوست نداشته باش ، پیش از آن که در سخنان فیلسوفان اروپا دیده شود در تعالیم ادیان الهی و به ویژه دین اسلام ریشه دارد ، و تحلیل فوق تطبیقی بر این دو قاعده در «حوزه نقد» است.

مطالب مرتبط...

هیچ نظری تا کنون برای این مطلب ارسال نشده است، اولین نفر باشید...