بدعت حوزوی

حقیر برگزاری جشن اعطای اجتهاد را مصداق « بدعت حوزوی » دانستم زیرا در اجازات اجتهاد بزرگان حوزه شرائطی و صفاتی در مجیز و مجاز مطرح بوده و هست، نادیده گرفتن این شرائط یعنی نوآوری ناپسند و مذموم و بدعت حوزوی، مجیز ولو ثبوتا هم واجد شرائط باشد اما اثباتا باید از کسانی باشد که اعلام و بزرگان حوزه او را یا جزء مراجع مسلم تقلید بدانند و یا حداقل همردیف آنان به حساب بیاورند. مجاز هم باید معروف به فضل و دانش در بین بسیاری از حوزویان باشد ، نه اینکه فقط تعدادی اندک آنان را به علم و فقه بشناسند.

 آیا برگزارکنندگان این مراسم احتمال نمی داند که اگر این نوع اعطای اجازه اجتهاد مرسوم شود ، و هر موسسه ای بدون«« هیچ نظارتی »» برای خود چنین حقی را قائل شد به کجا خواهیم رسید⁉️ آیا این چیزی غیر از بنیان نهادن سنتی زشت در تعیین مراتب علمی و برپایی بدعتی حوزوی است⁉️

 رعایت وزانت و جایگاه اجتهاد و نیز کاربرد داشتن اجازات اجتهاد در محیط حوزه و بیرون از آن، منوط به نظارت دقیق مراجع مسلم تقلید و إعمال ضوابطی متناسب با شرائط روز است.

محمدعندلیب همدانی

مطالب مرتبط...

هیچ نظری تا کنون برای این مطلب ارسال نشده است، اولین نفر باشید...