خشونت علیه بانوان؛ تبیینی نو از آیه ۳۴ و ۳۵ سوره نساء (2)

معیارهای اصلی قرآن در مورد کیفیت روابط زوجین

 قرآن کریم حقیقت واحدی است که آیات آن در تنافی با یکدیگر نیستند، تفسیر صحیح قرآن ضوابط و شرائطی دارد از آن جمله این که در هر مسئله، خطوط اصلی و کلمات کلیدی و راهگشا را پیدا کنیم و هرگونه فهمی و هرگونه توسیع یا تضییقی را با توجه به آن کلمات اساسی، که همچون روح قران هستند، انجام دهیم ، چه این که روشن است گوینده حکیم بر طبق ضوابط و چهارچوب هایی سخن می گوید و نمی توان بدون در نظر گرفتن آن کلیات تفسیر درستی از احکام جزیی ارائه داد.

الف: معروف

 معروف یعنی هر گفتار و رفتاری که عقل و شرع آن را بپذیرند و بشناسند و مجاز بشمرند، در برابر منکر که قول و فعل ناشناخته و نپذیرفته و ممنوع توسط عقل و شرع است..

 قرآن کریم با دستور به مردان که «و عَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ»، خط مشی اساسی در زندگی با همسران را بر محور معروف معرفی می کند.تا آنجا که نه تنها تا وقتی با هم هستند باید بر محور معروف زندگی کنند، بلکه اگر هم به هر دلیلی تصمیم به متارکه گرفتند، طلاق و مراحل پس از آن هم باید بر مدار معروف باشد. ( ر.ک: بقره، ۲۳۹و ۲۳۱ و طلاق ، ۲ )

 اصل لزوم رعایت معروف در گفتار و رفتار نسبت به همه ادله و احکامی که در مورد زندگی زناشویی داریم مقدم است و آن ها را توسیع و یا تضییق می کند.

ب: احسان

احسان یعنی انتخاب گفتاری نیکو و زیبا و برخورد و رفتاری جذاب و دلنشین داشتن و در یک کلام یعنی آفرینش زیبایی در زندگی

 این واژه کلیدی زیبا نیز که گاهی در قرآن کریم در ردیف کلمه معروف آمده(۲۲۹ بقره) و گاهی در کنار واژه زیبای عدل (۹۰ نحل ) شارح، موسع و مضیق ادله دیگر شرعی است.

ج: مودت و رحمت

 «و مِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ»

و از نشانه‏ هاى او اينكه از [نوع] خودتان همسرانى براى شما آفريد تا بدانها آرام گيريد و ميانتان دوستى و رحمت نهاد آرى در اين [نعمت] براى مردمى كه مى‏ انديشند قطعا نشانه‏ هايى است ( ۲۱_ روم )

 آشیانه مودت آشیانه ای است که زوجین در آن زیبایی های همدیگر را می بینند و محبت درونی و زیبای خود را با گفتار و رفتار زیبا ابراز و آشکار می کنند، آشیانه رحمت آشیانه ای است که در آن کینه و کدورت و بغض و غضب و لجاجت رخت بربسته و به جای آن انصاف و صفا و وفا و همدلی و صداقت و صمیمیت و عشق حاکم است. کسی شکرگذار نعمت و عطیه الهی مودت و رحمت است که نرنجد و نرنجاند بلکه ببخشد و نادیده بگیرد. و نعمت سکون و آرامش و آسایش را قدر بداند.
در بهشت کوچک رحمانی خانواده از آتش جهنم تخاصم و تعاند و تقابل خبری نیست.

 این اصل اصیل و بنیادی را باید به هنگام بررسی دیدگاه قرآن کریم در باره زندگی زناشویی در نظر گرفت.

 ازدواج معروف

ازدواج معروف یعنی ایجاد ارتباطی وثیق و گره ای محکم و عقدی استوار بین دو انسان که هیچ یک از جهت انسان بودن بر دیگری برتری ندارد، در قرآن کریم بین زنان صالحه و مردان صالح در راه رسیدن به قله کمال فرقی گذاشته نشده است.
انسان ها چه زن و چه مرد با قوه عقل و فهم و درک از دیگر مخلوقات جدا می شوند ، پس نباید در این پیمان محکم گفتاری و رفتاری که با منش و جایگاه رفیع انسانی آنها در تضاد است داشته باشند، و اگر گفتیم منطقی زندگی کنند یعنی این که با لجاجت ها، کینه توزی ها، بیهوده گویی ها، جهالت ها و ناپخته عمل کردن ها زندگی را از مسیر « معروف» خارج نکنند.

یعنی تعهد طرفین برای تشکیل کانون و کلبه عشق و عاطفه، رحمت و محبت ، احسان و اکرام ، صفا و وفا ، آرامش و آسایش ،تعامل، تفاهم ، تعاون و در یک سخن تعهدی برای تحقق «معروف» 

 یعنی زندگی مشترک زوجین که در عین پذیرش تفاوت های گوناگون تصمیم گرفته اند که که با هم یگانه باشند نه بیگانه ، و رفق و مدارا پیشه سازند، نه تعاند و تقابل و در یک کلام به قول قرآن کریم بر اساس «معروف» زندگی کنند نه منکر.

یعنی معیار و مدار در همه ی ابعاد زندگی و در همه ی گفتارها و رفتارها «معروف» باشد و حتی روابط جنسی نیز باید با همین ضابطه تفسیر شود.

 زوجین اگر به دنبال «معروفی» به نام سکون و آسایش و آرامش هستند، باید سخن و عملشان در نزد عقل و دین شناخته شده، امضاشده، مقبول و «معروف» باشد.
با توجه به آنچه گفته شد دائره قوامیت و مدیریت خانواده توسط مرد محدود و مضیق به ⬅️ معروف➖ احسان➖مودت➖ رحمت➖ و نیز دیگر واژه های همسو // ولی با تفاوت ها و خصوصیاتی مستقل// مثل اکرام➖عدالت➖سکون➖ لباس یکدیگر بودن و...➡️ می باشد.

پس هرگونه سوء برداشت و سوءاستفاده از واژه قوام ممنوع است، سوء برداشت یا سوء استفاده ای که منکر به جای معروف ، اسائه به جای إحسان، عداوت به جای رحمت و ظلم به جای عدل بنشیند. البته این تضییق ، تضییق قانونی است و هنوز به لحاظ اجراء جای سوء استفاده هست تا بعد ببینیم چه باید گفت⁉️

در این آیه مبارکه در فرض نشوز زن سه دستور داده شده است : موعظه ، دوری از بستر و ضرب اما آیا این سه دستور و لو به صورت ترتیبی از همه جهات اطلاق دارند⁉️

آیا خدای حکیم که هر قول و فعل او از روی حکمت و مصلحت است این دستور را در هر نشوزی از طرف زن داده است و لو نشوزی که در اثر اختلال و بیماری جسمی و یا روانی باشد⁉️ و یا نشوزی که مقصر اصلی در نشوز زن، رفتار اشتباه مرد باشد⁉️

 آیا هر مردی با هر اندازه از فهم و آگاهی و هر اندازه از تسلط بر خویش می تواند خودسرانه این تصمیمات را بگیرد⁉️

آیا دوری از بستر و ضرب ولو ضرب ملایم برای همه زنان است با هر روحیه و هر اندازه از حساسیت⁉️

 آیا این دستورات برای همه زمانه ها و همه مکان هاست ، و لو همان ضرب ملایم در عرفی مصداق همسرآزاری باشد⁉️

خلاصه آیا این قسمت از آیه کریمه اطلاق افرادی، احوالی و ازمانی دارد⁉️

پاسخ به پرسش های پیشین متوقف بر بیان ۹ مقدمه است:

۱/ آیاتی که بیانگر احکام اجتماعی هستند در زمانی نازل شده اند که شرائط و اوضاع مردم و نحوه زندگی آن ها تفاوت اساسی با زمان ما پیدا کرده، مثلا چه بسا عملی در زمانی قابل قبول و معروف بوده ولی در زمان ما عقلا آن را منکر بدانند، در چنین مواردی فقیه باید هم به آن پیام اصلی آیه که در مواردی ورای زمان و مکان است پی ببرد یعنی گویا آیه در زمان او نازل شده است و هم ویژگی های انحصاری زمان نزول آیه را بداند و بین این دو آمیختگی به وجود نیاورد.ما این مطلب را در بررسی دو آیه مورد بحث تطبیق خواهیم کرد.

۲/ عناوینی مثل معروف ، احسان ، عدالت ، و ... که بیانگر روح اصلی شریعت هستند،.مفسر و مضیق و موسع آیاتی هستند که در صدد بیان فروع و احکام اجتماعی می باشند،

۳/ در خصوص مسائل خانوادگی غیر از عناوین فوق عناوین دیگری هم هستند که در راستای همان دسته اول ولی در حیطه ای خاص عمل می کنند، عناوینی مثل محبت، رحمت، مودت، لباس بودن برای یکدیگر و ... از این قسم هستند.

۴/عنصر «حکمت الهیه» خود یک معیار مهم برای توسیع و تضییق و تشریح ادله احکام فرعیه می باشد، یعنی باید دید تا کجا این حکم اجتماعی حکیمانه است⁉️

۵/محدوده بحث ما احکام اجتماعی است که معمو‌لا کمتر در آن عنصر تعبد یافت می شود، و بسیاری از مصالح و مفاسد برای عقل انسان ها قابل فهم و درک است، اموری که کمتر رازهای ماورائی در آن ها یافت می شود.

۶/ در بین همه دستورهای اجتماعی قرآن کریم با همه گستردگی و تنوعش با دو دسته از احکام روبرو هستیم:

الف➖احکام جزایی که جزایی را در برابر جرمی مثل سرقت یا زنا و...بیان کرده است ، البته چه بسا این نوع احکام مشتمل بر تذکر خود مجرم و دیگران باشد ، اما روح اصلی مجازات است.

ب➖ دستورهایی که پیام اصلی آن ها تذکر است نه مجازات، آیات مربوط به موعظه حسنه ، امر به معروف و نهی از منکر و......جنبه تذکر در آنها اصل است.
7/ مشکلات بشر عمدتا یا در اثر جهل است و یا غفلت ، داروی جهل تعلم است و داروی غفلت هم تذکر است. و مهم در این نوع درمان برای ما پیگیری میزان تاثیر داروست چه این که اگر تاثیر مثبت نداشت ادامه درمان با این نوع دارو لغو خواهد بود ، بلکه شاید درمواردی بیماری بدتر هم بشود و طرف به لجاجت هم بیفتد. پس باید به فکر جایگزین بود.

8/رجوع به متخصص در علوم و فنون گوناگون امری قطعی در سیره عقلاییه است که مورد امضای شرع هم قرار گرفته است، این سخن نورانی الهی را در همه زمینه ها باید در نظر داشت که :

«فاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ»

مطالب مرتبط...

هیچ نظری تا کنون برای این مطلب ارسال نشده است، اولین نفر باشید...