رجال(4)؛ تقسیم بندی روایات

تقسیم بندی روایات

۱/ با تامل در آثار قدما استفاده می شود که:

اولا\صحت سند یکی از معیارهای پذیرش روایت در نزد آنها بوده، و آنان مجموعه ای از شواهد سندی و متنی را در نظر می گرفتند، که بعدا به مناسبت به برخی از آنها اشاره می کنیم.

ثانیا\ آنان در حل تعارض روایات استفاده بیشتری از رجال می کردند.

۲/متأخرین روایات را از نظر سند به چهار نوع تقسیم کرده اند:

الف\ صحیح = روایتی که تمام راویان امامی موثق باشند.

ب\ موثق = روایتی که یک یا چند راوی غیر امامی ولی ثقه در آن باشد.

ج\ حسن = روایتی که یک یا چند راوی امامی ممدوح در آن باشد. (ولی تصریح به وثاقت آن راوی نشده باشد.)

د\ ضعیف = روایتی که یک یا چند راوی ضعیف در آن باشد.

۳/ ما که با توجه به تجمیع قرائن هم در رجال و هم در متن روایت پیش می آییم ضمن پذیرش این تقسیم بندی متاخرین خود را ملزم به یک تقسیم بندی دیگر که ناظر به اعتبار روایت سندا و متنا هست:

الف \ روایت معتبره و آن روایتی است که سنداً  و متناً قابل اعتماد باشد ، و یا حتی روایتی که و لو اشکال سندی دارد؛ اما با توجه به قرائن دیگر قابل قبول است.

ب \ روایت غیر معتبره (= ضعیفه ) و آن روایتی است که اساسا در تجمیع قرائن نمره قبولی ندارد.

ج \ روایت مؤیده و آن روایتی است که اگر چه به تنهایی قابل اعتماد نیست، ولی اگر در کنار شواهد غیر روایی قرار گیرد می تواند مؤید آنها باشد.

د\ روایت مجعوله و آن روایتی است که اطمینان به جعلی بودن آن داریم ، فرق روایت ضعیفه با مجعوله در این است که در ضعیفه نمیتوانیم به آن استناد کنیم ولی اطمینان به جعل هم نداریم؛ لذا علمش را به اهلش واگذار می کنیم، و یا توجیهاتی احتمالی می کنیم، ولی در روایت مجعوله اطمینان به جعل داریم.

توضیحی پیرامون تقسیم بندی روایات

۱/ ما معتقدیم تمام روایات موجوده در تمام کتب روایی چه منابع عامه و چه خاصه از حیث اعتبار  با توجه به قاعده تجمیع قرائن هم با در نظر گرفتن سند هم متن هم قرائن متصله هم قرائن منفصله تقسیم بندی شود، ما به دنبال این هستیم که آیا اساسا روایت نمره دارد یا نه؟ اگر نمره دارد به حدی است که به تنهایی قابل اعتماد است یا محتاج شواهد و قرائن دیگری غیر از این روایت هستیم تا بتوانیم مضمون روایت را بپذیریم؟
۲ / روایت معتبره از نظر ما فقط به معیار صحت سند نیست، اگر چه صحت سند قرینه ای قوی است، پس:
اولا \ شاید روایتی صحیح السند باشد ولی معتبر نباشد و مثلا با اعراض قوم روبرو باشد، یا قرائن دیگری نمره آنرا کم کند.
ثانیا \شاید روایتی باشد که سندا ضعیف باشد ولی با توجه به قرائنی معتبر شود .
۳/روایت غیر معتبره و یا ضعیفه روایتی است که اساسا هیچ نمره ای و لو کم ندارد و لا حجت است و به عنوان قرینه حتی قرینه ضعیفه از آن استفاده نمی شود. بله اطمینان به جعلی بودنش نداریم ، و لذا در اینجا پای حمل و توجیه هم در کار می آید.
۴ / مراد از روایات مویده روایاتی است که برای افاده یک مضمون نمره ای دارند ولی نه در حدی که به تنهایی قابل استناد باشند، بلکه نیازمند شواهدی غیر از این روایت هستیم که شاید با توجه به آنها بتوانیم مضمون روایت را بپذیریم.
۵/ روایت مجعوله روایتی است که نه تنها نمرۀ مثبت و لو کم ندارد، بلکه شواهد اطمینان آوری داریم که روایت مجعوله است. مثل روایاتی که در مورد فضائل دشمنان عترت وارد است.
با این تقسیم بندی:
اولا\ تکلیف روایات اخلاقی بی سند و یا با سند ضعیف در کتب امامیه روشن می شود،
ثانیا\ تکلیف روایات اهل سنت هم معلوم می شود و اینکه روایات آنها بر سه دسته است : ضعیفه، مؤیده و مجعوله.
ثالثا\ تکلیف روایات ضعیفة السند و مرسلاتی که قرائن بر اعتبار دارند روشن شد .
رابعا\ تکلیف روایات صحیحة السند و یا موثقه هایی که قرائن بر خلاف دارند روشن شد.

تبصره و تعلیقه:

گفتیم که روایات اهل سنت یا ضعیفند یا مؤید و یا مجعول، اما باید به دو مورد استثنایی توجه کرد:
۱/ مورد تواتر بین الشیعة و السنة مثل حدیث ثقلین که اینجا با توجه به تواتر در نقل اطمینان به صدور داریم.
۲/ موردی که مربوط به فضائل آل الله علیهم السلام باشد و لو متواتر نباشد، در اینجا با توجه به این که آنها داعی بر کتمان این احادیث داشته اند، پس در جایی که چنین نقلی باشد، چه بسا اطمینان به صدور پیدا کنیم.

استاد عندلیب همدانی

مطالب مرتبط...

هیچ نظری تا کنون برای این مطلب ارسال نشده است، اولین نفر باشید...