تجربه ها و خاطرات(19)؛سخنرانان مذهبی در ترازوی نقد

سخنرانان مذهبی در ترازوی نقد

✅ در نوبت پیشین سخن از لزوم نقد عملکرد روحانیون به میان آمد، در همین زمینه به عنوان کسی که بیش از چهل سال پیشینۀ حوزوی و بیش از سی سال سابقۀ سخنرانی داشته و نیز با توجه به این که رشد و نمو من در بیت وعظ و خطابه بوده، عرض می کنم که آفت های عظیم و خطرناکی را در این شجره طیبه می بینم که اگر از بین نروند دیگر نباید انتظاری از منبر و خطابه داشت:

🔹سرمایۀ اندک علمی برخی از اهل منبر

🔸بی فکر و مطالعه سخن گفتن

🔹عوام زدگی ▫️به خوشایند مستمعین سخن گفتن▫️

🔸بیان مطالبی که بر فرض صحت بی نتیجه است و دردی از مستمع دوا نمی کند

🔹غلو

🔸عدم بهره برداری از منابع متقن ...

از آنجا که : 

✅ شخصی که در مسند وعظ و خطابه مذهبی نشسته است باید بتواند از محتوای سخنش🔹عالمانه🔹دفاع کند و پرسش ها را به صورت صحیح و فنی پاسخ دهد.

✅ مخاطبین از خطیب انتظار دارند بر دانسته های آنها بیفزاید نه اینکه تکرار مکرراتی کند که بارها شنیده اند.

✅ کاروان دانش و صنعت به سرعت در حال ترقی و تکامل است، مردم فرهیخته ی این عصر از سخنران انتظار بیان حقایق دینی به صورت مستدل و مبرهن را دارند، نه بازی با الفاظ و بیان مطالب سست و بی پایه، پس

♦️ نمی توان با معلومات اندک دینی بر این مسند بزرگ تکیه زد.
♦️نمی توان با مطالعه ی چند کتاب معمولی و شنیدن نوار چند سخنرانی خود را خطیب دانست.
♦️نمی توان با بضاعت علمی ناچیز پاسخگوی پرسشهای نسل جوان و تحصیل کرده بود.
♦️نمی توان وقت گرانبهای مردم را با بیان خرافه یا خواب تلف کرد.

🔷 باید باور کنیم که سخنرانی های بی پایه و بدون اتکا به عقل و نقل از سوی گروهی کم بهره از علم نه تنها مفید نیست بلکه سراسر زیان و ضرر است.

🔷 باید باور کنیم که ضرر تصدی امر وعظ و خطابه از سوی کم سوادان بسیار بیشتر از تصدی امر پزشکی توسط نا اهلان است.

روی سخن من در اینجا 

اولا  خود این گروهند بلکه به خود آیند یا اساسا این مسند را رها کنند و یا نخست در پی تحصیل دانش باشند.

ثانیا مسئولین حوزه ها هستند که تا وضع وخیم تر نشده عملا و نه در شعار و سمینار به فکر چاره باشند.

ثالثا  متصدیان مساجد و هیئت ها هستند که با مشورت با افراد آگاه از سخنرانان دعوت کنند.

🔵 بدیهی است که نقد و اشکال بر بعضی از خطابه ها و خطیبان امروزی هرگز به معنای نادیده گرفتن سخنرانی های ارزنده و آموزنده در این زمان نیست، مسلما بزرگوارانی هستند که به حق شایسته ی نام عالم دینی، مبلغ، ناصح، واعظ، آمر به معروف و ناهی از منکرند.

✅ برخی از خطبای محترم که از فضل و دانش هم بهره مند هستند، سخنرانی های آنها چندان محتوا و جذابیتی ندارد زیرا :

🔷۱\ در مورد سخنرانی خود مطالعه و فکر نمی کنند، واضح است هر خطابه ای نیاز به مطالعه در آیات ، روایات و...دارد، چنانکه محتاج به فکر و تامل در اطراف موضوع ، چگونگی بیان، چینش و نحوه ی ورود به مطالب و خروج از آنها است. اتکاء به محفوظات کردن و بدون مطالعه و تامل منبر رفتن آفت بسیار بزرگی است که کم و بیش از نحوه ی برخی از سخنرانی ها آشکار است.

🔷۲\ به نیازها و دردهای جامعه و مخاطبین توجهی نمی کنند، مگر می شود طبیبی بدون آگاهی از وضع بیمار برای او نسخه تجویز کند⁉️

🔶 نتیجه عدم مطالعه و فکر، و نتیجه عدم شناخت نیازها، لفاظی و همان بازی با کلمات است که دامنگیر برخی از ما شده است، آیا من مسئول مردمی که پای منبرم نشسته اند تا مطلبی ضروری و مفید را یاد بگیرند، نیستم ⁉️‼️

✅ واعظ پزشک روح و روان جامعه است و پزشک نباید نسخه را به خوشایند بیمار تجویز کند بلکه باید دردها را بشناسد
وراه درمان را تبیین کند
🔷 دیده شده در جلساتی که مستمعین نیازمند بیان احکام ، اخلاق و دیگر معارف دینی هستند اما منبری خواب و رؤیاهای بی پاپه را برای مردم تعریف می کند‼️ یا از طی الارض و چشم برزخی فلان آقا می گوید‼️یا داستانها و به اصطلاح کرامت های ساختگی برای فلان خیاط و نجار را با آب و تاب فراوان نقل می کند‼️‼️و یا روایتی ضعیف السند را که بر فرض صدور نیازمند تفسیر و توجیه است بیان می کند‼️مردم هم به به می گویند و تشویقش می کنند و او هم با حرارت و ذوق بیشتری ادامه می دهد.
🔶 ما نخست باید نیازهاو دردها را بشناسیم و بعد اولویت بندی کنیم و ناصحانه و مشفقانه و خالصانه راه درمان را بگوییم ، چه خوشایند مستمع باشد چه نباشد، نباید تحسین و تشویق مستمعین روشنفکر و یا مردم معمولی معیار سخن ما باشد.
✅ سخنران دینی «مبشر» است و «منذر» که باید بشارت دهنده باشد ولی به جا هم انذار کند، علاوه بر این او «حکیم» است و
از او انتظار سخن بجا، استوار، محکم، متین، عقلانی، برهانی، قرآنی و بر طبق روایات معتبره می رود. او «طبیب» است و
باید مشکلات و دردهای روحی مردم را درمان کند، او نقال و قصه گو نیست که تمام مقصدش خوشایند مستمع باشد..
🔷 البته خطیب دینی «هنرمند» هم هست و باید از زیباترین و جذابترین شیوه ها استفاده کند تا موجب تنفر خلق از دین و دیانت نگردد.

محمد عندلیب همدانی

مطالب مرتبط...

هیچ نظری تا کنون برای این مطلب ارسال نشده است، اولین نفر باشید...