آیا برگزاری مراسم آغاز امامت امام زمان بدعت است؟

آیا برگزاری مراسم آغاز امامت امام عصر (ارواحنا فداه) بدعت است؟

عده ای گفته اند: چون در هیچ روایتی ولو ضعیفة السند، دستور به برپایی چنین مراسمی در نهم ربیع داده نشده است، پس انجام این عمل بدعت است!! علاوه شما این جشن را چرا برای آغاز امامت امامان دیگر هم نمی گیرید؟ وانگهی آغاز امامت ایشان نهم ربیع الاول نیست، بلکه هشتم آن ماه است! پس چرا نهم را جشن می گیرید؟

در پاسخ عرض می شود:

اولا\بدعت یعنی کسی غصب مقام شارع کند و گفتار یا رفتاری را به دین خدا نسبت دهد که در دین نیامده است... پس اگر امری موافق کلام شارع بود، دیگر بدعت نیست. و موافقت با سخن شارع بر دو نوع است:

الف\ به طور خاص دلیل معتبری بر شرعی بودن آن عمل دلالت کند، مثل گریه ی بر مصائب سیدالشهداء(علیه السلام).

ب \ دلیلی معتبر به صورت عام این عمل را هم شامل شود، مثل زنجیر زدن که تحت عنوان عام جزع داخل است....

واضح است هیچ یک از دو مورد فوق بدعت نیست، بله در مورد دوم نباید انجام خصوص این عمل را به شارع منتسب کنیم، یعنی نباید بگوییم شارع به طور خاص زنجیر زنی را توصیه فرموده است. حقیر در مباحث فقه الشعائر از دستۀ اول تعبیر به شعائر منصوصه به نص خاص کرده ام، و نام بخش دوم را شعائر منصوصه به نص عام گذاشته ام.

حال عرض ما این است: برقراری مراسم جشن در موالید معصومین (علیهم السلام) به دلیل خاص در کدام روایت معتبر آمده است ؟! اگر نیامده که قطعا نیامده است، چرا آنها را بدعت نمی دانیم ؟ پاسخ این است که چون مصداق احیاء و زنده نگاه داشتن نام و یاد ائمه (علیهم السلام) است و چون مصداق شادمان بودن در شادمانی آنهاست، و از آنجا که هر دو عنوان در روایات آمده است، و از آنجا که این مراسم مصداق عرفی آن دو عنوان عام هست، پس قطعا بدعت نیست.

حال برقراری مراسم جشن به نام امام زمان (ارواحنا فداه) در نیمه ی شعبان چه تفاوت ماهوی با نهم ربیع دارد که یکی را مصداق شعائر می دانید و دیگری را بدعت می شمرید؟؟؟!!!

مگر نه این است که بدعت نبودن مراسم نیمه ی شعبان از این روست که مصداق عرفی «احیاء امر امامت» و «یفرحون لفرحنا» می باشد، حال چرا مراسم جشن و شادی در آغاز امامت امام عصر (عجل الله فرجه) بدعت شد؟!؟! با اینکه قطعا مصداق عرفی هر دو عنوان یادشده است.

حقیقت این است که با توجه به بیان فوق ،جشن و شادمانی در آغازین روزهای امامت آن حضرت، از مصادیق بارز شعائر دینی منصوصه به نص عام است. و بدعت شمردن آن قطعا و یقینا ناروا و ناصحیح است.

به این عزیزانی که این گونه مطالب را بیان و یا پخش می کنند عرض می کنم:

مگر نه این است که الان شیوه های عزاداری تفاوتهایی صوری با گذشته پیدا کرده است، در عین حال اگر این اعمال به عنوان اولی مباح باشند و نه حرام، همۀ فقها آنها را به عنوان ثانوی(= شعائر) مستحب می شمرند، و می گویند: اگر چه خصوص این عمل دلیل خاصی ندارد، اما چون مصداق آن عناوین کلی است، پس انجام آن بلامانع است.

آیا عرف، روز آغاز رهبری رهبر محبوب خود را روز شادی نمی داند؟!؟!

آیا با این جشنها مردم به یاد امام غائب از نظرشان نمی افتند؟!؟!

ثانیا/ آیا نباید در عصر طولانی غیبت که در روایات از سختی و دشواریش بسیار سخن به میان آمده است، و چه بسا دلهای مردم از نام و یاد او غافل بماند، و فراموش کنند که امامی دارند که در عین غیبت ناظر گفتار و رفتار آنهاست، روز شروع امامت او را به آنها متذکر شد؟! آیا قیاس این زمان با زمانهای دیگر صحیح است؟! به راستی جای شگفتی دارد یک استاد حوزه بگوید: چون برای امامان دیگر مراسم آغاز امامت نمی گیریم، پس برای آغاز امامت امام عصر هم نباید جشن گرفت!!

ثالثا/ درست است شروع امامت از روز هشتم است، ولی معلوم است که آن روز را به حرمت شهادت امام حسن عسکری(سلام الله علیه) جشن نمی گیرند، آیا اگر با فاصلۀ کمی آن هم به حرمت امام عسکری این جشن صورت گرفت بدعت است؟! شما چرا به برقراری مراسم میلاد امام عصر تا چند روز بعد از آن که در همه جا مرسوم است و خودتان هم به حق مؤید و مروج آن هستید، چنین اشکال سستی را مطرح نمی کنید؟

عجیبتر اینکه گویندۀ محترم نه تنها مردم شادمان در آغاز امامت امامشان را متهم به بدعت می کند، بلکه انجام این عمل را موجب ناخشنودی قلب مقدس حضرت صدیقه (سلام الله علیها) و غضب آن حضرت می شمرد!

محمد عندلیب همدانی

هیچ نظری تا کنون برای این مطلب ارسال نشده است، اولین نفر باشید...