تجربه ها و خاطرات(18)؛ نقد روحانیت

هر روحانی به مانند دیگر افراد جامعه دو وظیفۀ مهم برعهده دارد؛ یکی اینکه عملکرد شخص خودش را بسنجد و نقاط مثبت و منفی خویش را شناسایی کند، و دیگر اینکه به نقد ناقدان منصف بلکه حتی مخالفین خود دقت کند و از پذیرش حق استنکاف نکند، در این صورت است که رشد و ترقی علمی و معنوی خواهد داشت.(این دو وظیفۀ شخصی)

اما دو وظیفۀ مهم دیگر برای ما روحانیون هست، یکی نقد مواضع و عملکرد مجموعۀ روحانیت است، نقدی منصفانه، عالمانه و خیر خواهانه و آنگاه انتقال این بررسی ها و انتقادات به شخص یا اشخاصی که مورد نقد قرار گرفته اند. و دیگر اینکه سخن ناقدان و مستشکلان و ناصحان و حتی مخالفین را شنیدن و با دیده ی انصاف حق را پذیرفتن و اصلاح عملکردها در حد توان خود.

باید با مراجعه به سیرۀ سلف صالح ببینیم حرکت کلی ما رو به رشد بوده یا نه؟ باید در این زمینه سعۀ صدر داشت نه تعصب صنفی، باید خود از دیگران بخواهیم که هم کارنامۀ شخص ما را به نقد بکشند و هم عملکرد مجموعۀ روحانیت را، نباید به گونه ای برخورد کنیم که گوییا ما عملا مصون و بری از خطا بوده و هستیم(ولو اعتقاد به عصمت خود قطعا نداریم).

سروران روحانی من باید عملا بپذیریم امروز هم از جهت دسترسی آسان همگان به اطلاعات حوزه و هم از جهت فهم و فکر و دانش اقشار مختلف تفاوت های مهمی با گذشته دارد. پس از انتقادها نهراسیم اگر حق است بپذیریم و اگر خطاست با زبانی متین و نرم پاسخ دهیم.

مطالب مرتبط...

هیچ نظری تا کنون برای این مطلب ارسال نشده است، اولین نفر باشید...