تبیین مشی اخلاقی امام رضا علیه السلام

آیت الله عندلیب همدانی مشی اخلاقی امام رضا(ع) در گفت و گو را لازمه الگو قرار دادن در میان افراد دانست و گفت: امام رضا(ع) در مباحثات و گفت و گو ها هیچ گاه بحث غیر علمی نمی کرد، هر چه هست موعظه و وَ جَادِلْهُمْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ است. از شیوه های زیبای گفت و گوی امام این بود که با احترام به طرف مقابل، بدون اینکه طرد کند، بدون اینکه تهمتی به آنها وارد کند، بدون اینکه بخواهد حرف آنها را نا شنیده بگیرد، ابتدا اجازه می فرمود آنها حرف خود را می زدند و امام پاسخ لازم را می داد. گفت و گویی که امام با دیگران داشت برای همه ما سرمشق است که در هر زمانی تبلیغ دین وابسته است به گفت وگوهای سازنده و آنچه قرآن به نام وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ آورده.

آیت الله محمد عندلیب همدانی در گفت وگو با شفقنا درباره فضای سیاسی حاکم در زمان امام رضا(ع) اظهار کرد: اهل بیت(ع) به طور کلی یک هدف را دنبال می کردند و آن احیای قرآن و سنت پیامبر و زنده نگاه داشتن آیین نبوی بود. طبیعتاً زمان ها از دو جهت تفاوت پیدا می کرد، یکی اینکه هر چه بشر رو به جلو می رود ترقیات علمی، فنی، داد و ستد علمی با غیر مسلمانان، تعامل علمی با دیگران بیشتر می شود و سوالات و شبهه های جدیدتری به وجود می آید و این را دقیقاً در تاریخ اسلام هم مشاهده می کنید، بسیاری از شبهه هایی که در زمان ائمه(ع) مطرح می شد تازگی داشت و جدید بود و این امر در اثر ترقی علمی و فنی و تعامل با دیگر مذاهب و ملل بود.

وی ادامه داد: طبیعتاً وقتی زمان ها تفاوت پیدا می کند، شیوه های آن هدف مشترک نیز تغییر پیدا می کند و یک شیوه نیست. اگرچه هدف، هدف واحدی است. جنبه دوم هم دشمنان اهل بیت(ع) با هم تفاوت داشتند، برخی از این دشمنان شیوه های سختگیرانه شدیدی داشتند مانند اینکه با سادات و اهل بیت(ع) و با کسانی که با معارف شیعه آشنایی داشتند به سختی برخورد می کردند و با برخی دیگر از دشمنان به نرمی و آرامی. اگرچه هدف همه آنها مشترک بود و آن اینکه معارف حقّه اهل بیت(ع) را نابود کنند.

وی در مورد شرایط زمان امام رضا(ع) گفت: زمان امام هشتم از هر دو جهت این تفاوت مشاهده می شود. سالیان متمادی گذشته، مسلمانان با دیگر ملل ارتباط بیشتری پیدا کردند، کتاب هایی از فلسفه و  غیر فلسفه ترجمه شده و در بین مسلمانان پخش شده، دانشمندانی آمدند و شبهه ها و سوالاتی را مطرح کردند. از جهت دیگر هم مأمون یک انسان زیرک در عین حال دانشمند و سیاس بود، ولی با اهل بیت(ع) مخالفت داشت. در این زمان امام هشتم نمی تواند به سادگی با مأمون برخورد کند چرا که بین او و خلفای پیشین و همچنین برخوردهای آنها با امام هشتم بسیار تفاوت است.

عندلیب همدانی افزود: اینکه امام را از مدینه به طوس دعوت می کند و اینکه از امام مصرّانه می خواهد ولایتعهدی را قبول کند، امر ساده ای نیست، در اینجا طبیعتاً امام هشتم یک رسالت تبلیغی دارد برای باقی نگاه داشتن دین جدش و در عین حال برای اینکه اعلام کند حق امامت و ولایت از آن اهل بیت(ع) است و دیگران غاصب این مقام هستند. در عین حال اولاً امام حاضر نبود با زور، جنگ، ترور، حیله و عوام فرینی بر مردم حکومت کند. ثانیاً حاضر نبود در اثر این حق خواهی بین مسلمانان ایجاد اختلاف و تشتتی شود ثالثاً حاضر نبود در اثر این حق خواهی به آن وظیفه اصلی اش که تبیین دین و بیان سنت و زدودن بدعت است، آسیبی برسد. امام رضا(ع) در چنین وضعی با چنین خلیفه سیاس و مکار و در عین حال دانشمندی روبه روست.

وی به دو اقدام مهم از سوی امام در برابر حکومت حاکم و مخالفان اشاره و خاطرنشان کرد: امام از دو جنبه وارد کار شد، یکی کار علمی که پاسخگویی به پرسش ها و حل معضلات بود. در این زمینه مهم ترین کار امام(ع) تبیین جایگاه عقل در فهم دین است. اگر به روایات امام هشتم مراجعه کنید در این زمینه که در حقیقت جهاد فرهنگی امام رضا(ع) هست، سخن بسیار است. اما جنبه دوم بحث سیاسی است. در این اوضاع، مأمون با زیرکی خاص ولایتعهدی را پیشنهاد می کند. امام در مرحله اول رد می کند چون ولایتعهدی در ظاهر به معنای قبول خلافت است، امام رضا(ع) در نهایت با شروطی ولایتعهدی را می پذیرد و آن اینکه در هیچ کاری از کارها دخالت رسمی نکند. با موقعیتی که حضرت در دستگاه مأمون پیدا می کند شیعه بسیار آزادتر رفتار می کند، آن خفقانی که در دوران گذشته نسبت به شیعه بود، طبیعتاً بسیار تنزل کرد و اهل بیت، سادات و شیعه آزادانه تر می توانستند حرف خود را بیان کنند.

وی تصریح کرد: از نظر فلسفی، فرهنگی و اعتقادی، زمان امام رضا(ع) جو آزاد اندیشی بود و امام هم از این جو استفاده می کرد و پاسخ می داد، اما از جهت سیاسی خفقان بود. تا قبل از این پذیرش ولایتعهدی توسط امام بین زمان بعد با زمان قبل از این جهت تفاوت است و لذا این ولایتعهدی خودش یک نسیم رحمتی بود که بر امت اسلامی و شیعه وزید و جلوی تفرقه، تشتت و خونریزی ها گرفته شد. در اینجا امام حاضر نبود ذره ای از مواضع اصلی شیعه و امامت خود کوتاه بیاید، صبر و حلم و تحمل هست، اما ذلت هرگز.

عندلیب همدانی در پاسخ به اینکه چرا امام رضا عزل و نصب حکام و مساله قضا و فتوا را شرطی برای پذیرش ولایتعهدی قرار دادند؟ گفت: به نظرم می رسد که دو جهت دارد یکی اینکه قدرت داشتن در یک حکومت طاغوتی آن هم با زور و قلدری که آنها این را بر امام تحمیل کرده بودند، دلالت انتظامیه دارد بر پذیرش اصل حکومت مأمون و امام دنبال این بود که اصل حکومت مأمون را قبول نکند. اگر امام معصوم تحت یک حکومت جور و با قدرت، یک ولایتعهدی حکومتی را می پذیرفت، خواهی نخواهی به معنای پذیرش اصل حکومت بود و این چیزی است که امام نمی پذیرد. جنبه دوم که مهم تر است، اینکه قطعاً خود مأمون یا اطرافیانش نمی گذاشتند تمام قدرت دست امام باشد، آنها به ظلم، تعدی، هتاکی، تحریف و بدعت خود ادامه می دادند؛ اگر امام قدرت داشت همه اینها به پای امام هم نوشته می شد و می گفتند که تو در این حکومت قدرت دارید چرا اجازه دادید این ظلم صورت گیرد و این بدعت محقق شود در حالی که امام به ظاهر قدرت داشت، اما در واقع قدرتی نداشت. اینکه امام می فرماید من عزل و نصبی و قدرت اجرایی نداشته باشم، عملاً خواسته همان هاست؛ اگرچه می خواستند به صورت ظاهر امام را با پذیرش قدرت شکست دهند و ایشان را در مظالم و کارهای زشت خود سهیم کنند. امام وقتی می گوید که من حاضر نیستم بپذیرم یعنی حساب من از حساب شما جداست.

وی در مورد تلاش امام رضا(ع) برای خروج شیعیان از تقیه، گفت: شیوه ها در بین ظالمین متفاوت بود، از بنی امیه و بن العباس و در بین خود بن العباس؛ گاهی مشاهده می کنید که اینها حتی در وضو گرفتن شیعه برای شیعه ایجاد مشکل می کردند و لذا ائمه پیشین به ما دستور دادند که اگر می خواهید وضو بگیرید و جانتان در خطر بود مثل همان ها وضو بگیرید و نماز بخوانید. یعنی در این مساله فرعی فقهی حاضر نبودند که نظر اهل بیت(ع) را به عنوان یک نظر در کنار نظر فقهای خود به حساب بیاورند و حتی در مثل وضو گرفتن یا کیفیت نماز خواندن بر شیعه شدت می گرفتند تا چه رسد به مسایل سیاسی و اعتقادی که آنجا اینها جرأت بروز نداشتند. باید مثل دیگران زندگی می کردند و در عین حال مخفیانه با امام یا نمایندگان امام در ارتباط بودند که احکام را از آنها بپرسند. اما وقتی امام هشتم ولایتعهدی را قبول کرد طبیعتاً جو آزادتر شد و دیگر تقیه به آن معنا که حتی در اینگونه مسایل هم بخواهند تقیه کنند نبود. تقیه به این معنا که اگر بخواهند امام را بر مأمون ترجیح دهند، اینجا باز دست شیعه بسته بود، اما نسبت به مسایل جزئی تر طبیعتاً دست بازتر شد.

عندلیب همدانی با توجه به اینکه امام رضا، به امام گفت وگو مشهور هستند، در مورد مشی اخلاقی امام رضا(ع) در حین گفت وگو، اظهار کرد: همه ائمه(ع) به تبعیت از پیامبر(ص)، امام گفت وگو بودند، اما شرایط از جهت زمانی تفاوت می کرد. در زمان امام هشتم چون افکار وارداتی گسترش پیدا کرده بود و جوانان و دانشمندان در پی حل معضلاتی بودند طبیعتاً وظیفه امام سنگین تر بود. نکته دوم اینکه امام رضا(ع) در مباحثات و گفت وگوها هیچ گاه بحث غیر علمی نمی کرد، هر چه هست موعظه و وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ است. از شیوه های زیبای گفت وگوی امام اینکه با احترام به طرف مقابل، بدون اینکه طرد کند، بدون اینکه تهمتی به آنها وارد کند، بدون اینکه بخواهد حرف آنها را نا شنیده بگیرد، ابتدا اجازه می فرمود آنها حرف خود را می زدند و امام پاسخ لازم را می داد. گفت وگویی که امام با دیگران داشت برای همه ما سرمشق است که در هر زمانی تبلیغ دین وابسته است به گفت وگوهای سازنده و آنچه قرآن به نام وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ آورده است.

منبع: پایگاه خبری شفقنا

مطالب مرتبط...

هیچ نظری تا کنون برای این مطلب ارسال نشده است، اولین نفر باشید...