تجربه ها و خاطرات(10)؛ کتاب های درسی حوزه

در بارۀ کتابهای درسی حوزه سخن بسیار گفته شده است، من هم دنبال تکرار مکررات نیستم، بلکه فقط با توجه به تجربه سالهای متمادی تدریس مطالبی را تقدیم می دارم:

۱/تاریخ حوزه نشان داده است کتابهایی در برهه هایی به عنوان متن درسی مطرح بوده، ولی بعدا آرام آرام و بدون جوسازی های کنونی از دور تدریس خارج شده است، ضمن این که هنوز هم جایگاه علمی خود را برای مراجعه و‌ استناد یا نقد دارا می باشند.

۲/ بنابر این اصل لزوم تغییر کتابها را پس از گذشتن زمانی همگان پذیرفته اند، ولی دغدغۀ مراجع بزرگوار تقلید و بزرگان حوزه این است که:

الف/ چه کسی متصدی این کار شود؟

ب/ چه کتابهایی تغییر کند؟

ج/این تغییر چگونه صورت بگیرد؟

۳/متصدی این کار فقط و فقط باید اساتید برجسته و توانای حوزه باشند که سالها در کرسی تدریس زحمت کشیده و با امتیازات و کمبودهای متون موجود از نزدیک آشنا بوده، در عین این که از توانایی پژوهشی بالایی برخوردار باشند.

۴/ پیش از دست زدن به هر کاری باید نظریات مراجع بزرگوار تقلید و اندیشمندان حوزوی خواسته شود و جمعبندی گردد.

۵/ آن گروه از اساتیدی که وظیفه ی تغییر کلی یا جزیی در متون را دارند، باید خود مستقیما با اساتید دیگر مشورت کنند. «فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون أحسنه.»

۶/ متصدیان اجرایی حوزه باید نظریات طلاب بزرگوار را به دست آورند و جمع بندی شده ی این نقطه نظرات را به آن هیئت علمی ارائه دهند. ضمن اینکه اساتید نویسنده خود از نظرات طلاب آگاهی نسبی دارند.

۷/ آن هیئت علمی لازم است با اساتید فرهیختۀ دانشگاهی که در زمینۀ تدوین متون درسی مهارتی دارند، جلسات مشورتی برگزار کنند، تا متن کتاب با آخرین تحقیقات و تجربه های علمی در زمینۀ کیفیت نگارش متون درسی هماهنگ باشد. ضمن اینکه باید به وجود تفاوتهایی بین متون درسی حوزه و دانشگاه اعتراف کرد.

۸/هر بخشی از کتاب که نوشته شد یا تغییر جزیی در آن صورت گرفت باید به نظر محققین و اساتید برسد، و در پایان هم تمام کتاب به زعمای حوزه ارائه شود.

۹/بعد از گذراندن مراحل فوق باید متن تهیه شده به صورت آزمایشی در حوزه های مختلف تدریس شود، تا اشکالات احتمالی برطرف شود و پیشنهادهای اصلاحی لازم اعمال گردد.

۱۰/ یکی از امتیازات متون کنونی که کمتر به آن توجه می شود این است که هم جنبه ی موضوعیت دارد و هم طریقیت، اما موضوعیت دارد چون حاوی مباحث فقه و اصول و..است که هر طلبه ای به آن نیاز دارد، اما طریقیت دارد یعنی اینکه به شیوه ای نگاشته شده که ذهن را از ساده باوری علمی دور و او را نقاد بار می آورد، به عنوان نمونه در مکاسب بارها دیده اید مرحوم شیخ اعظم (نورالله مضجعه) یک مطلب را چند بار نقد و بررسی کرده، گاهی می پذیرد و گاهی اشکال می کند، این نیست مگر برای اینکه در هیچ مسئله ی علمی دچار سهل انگاری و ساده باوری نشویم.

هرگز نباید چنین امتیاز بزرگی که ویژه ی متون حوزوی است از کتابهای درسی سلب شود.

۱۱/ما علاوه بر ثقل اکبر قرآن کریم، گنجینۀ بس گرانقدر روایی (در فقه و تفسیر و اخلاق و اعتقادات) داریم که آشنایی با این دو بر همۀ ما فرض است، کتابهای درسی حوزه باید بر محور ثقلین نگاشته شود تا زمینۀ آشنایی طلاب با قرآن و روایات فراهم گردد.

۱۲/ پیشینۀ درخشان شیعه در همۀ علوم اسلامی بر کسی پوشیده نیست، تراث گرانقدری که فقیهان، مفسران، متکلمان و حکیمان بزرگوار ما از خود به جای گذاشته اند، برای موزه ها و نیز برای مطالعه ی تاریخ علم نیست، بلکه برای مطالعه و مراجعه و استفاده ی ماست، هم شیوۀ نگارش متون جدید و هم مضمون کتابها باید به گونه ای باشد که نه تنها طلبه از تراث ارزشمند خود احساس بیگانگی نکند، بلکه موجب آشنایی او با کتابهای گذشتگان باشد.

ممکن است در علوم دانشگاهی بسیاری از کتب گذشته فقط جنبه ی تاریخی پیدا کرده باشند که ضرورتی نداشته باشد همه دانشجویان آن رشته از آن کتابها آگاه باشند، بلکه بحث در این نوع کتابها فقط یک کار صرفا تخصصی برای گروهی خاص باشد، ولی در علوم حوزوی بالاخص در علوم نقلیه نمی شود با تراث ارتباط نداشته باشیم.

۱۳/علاوه بر اینکه باید در متون جدید اصل لزوم ارتباط با تراث رعایت شود، نکتۀ مهم دیگری هم باید ملاحظه شود و آن اینکه باید این کتابها زمینه ی ورود طلاب سطح را به مرحلۀ خارج مهیا کند، نقصی که الان در مثل رسائل و کفایه هست این است که طلبه از آراء علمای بعد از مرحوم شیخ و مرحوم آخوند اطلاعی ندارد، و یک مرتبه در درس خارج با نظریات مرحوم نایینی، عراقی، اصفهانی و.. مواجه می شود، پس باید مهم ترین مبانی این اعاظم در حد مختصری در متون جدید لحاظ شود، تا طلاب خارج دچار سردرگمی نشوند. (البته مقدار کمی این نقیصه در اصول الفقه مرحوم مظفر برطرف شده است، و مرحوم صدر هم یکی از اهداف نگارش حلقات را همین می داند)
۱۴/کتاب های درسی باید حلقه وار باشد، یعنی در حلقات اولیه از بیان مطلب به صورت ساده شروع شود و در حلقات بعد عمیق تر شود، مرحوم صدر در حلقات به دنبال چنین روشی بوده است.البته این کتاب شریف کمبودهایی دارد که بیان آنها را به فرصتی دیگر وامی گذارم.
۱۵/در این که حداقل بخشی از طلاب باید به لسان فصیح عربی روز آشنایی کاملی داشته باشند بحثی نیست، اما نثر کتب حوزوی نثری ویژه است که در عین اینکه محتاج بازنگری های جزیی است نباید این نثر کاملا به عربی روز تبدیل شود، زیرا یکی از معایب این کار دور شدن طلبه از ادبیات تراث است.
نکته های دیگری هم در این باب هست که ان شاءالله تعالی در آینده مطرح می کنم.
طلاب عزیز مطمئن باشند که تا متنی جدید با ویژگی های فوق تهیه نشده، اکنون بهترین کتابهای درسی موجود را دارند، مبادا سخنان سست گروهی آنها را دلسرد کند.

محمد عندلیب همدانی

مطالب مرتبط...

هیچ نظری تا کنون برای این مطلب ارسال نشده است، اولین نفر باشید...