مباحثی پیرامون خاتمیت(9)؛ جاهلیت در برابر خاتمیت

۱/ پیامبر بزرگوار ما (صلی الله علیه و آله و سلم) در زمانی دعوت نجات بخش خود را آغاز کردند، که سراسر عالم و از آن جمله جزیرة العرب، در ظلمت ظلم و ضلالت، و در زمانۀ جور و‌ جهالت به سر می برد. و به فرمایش مولا (سلام الله علیه) در نهج البلاغة: «والدنیا کاسفة النور». او بیست و سه سال با نمادها و نشانه های جاهلیت مبارزه کرد، او پیامبر نور و رحمت و رسول عزت و کرامت انسانی بود، او مربی بود ومعلم و طبیبی که «دوار بطبه»، او توان سکوت در برابر جهالت و یا غفلت انسانها را نداشت، او از علم و عقل و فهم و فکر سخن گفت، او مردم را از هر گونه بت و بت پرستی پرهیز داد، او از یگانه باوری و یگانه پرستی گفت، او به دنبال نجات همه ی انسانها از همه ی غل و زنجیرهای جاهلیت بود و بالاخره او نگران بعد از خود بود، نگران از نیرنگ های کسانی که در پی بازگشت جاهلیت بودند، نگران از توطئه ی آنان که متعبد و تسلیم در برابر او نبودند، نگران از جهالت و غفلت آنها که دین در عمق جانشان تأثیر نکرده، نگران از نفاق منافقان و نگران از بازگشت جاهلیت آن هم با ظاهر اسلام، به همین منظور بارها از قرآن گفت و بر لزوم تبعیت از این کتاب تأکید فرمود، از همین رو از عظمت علی (علیه السلام) گفت و از اهل بیتش، به همین جهت خطابه ی غدیر را ایراد کرد و بارها مردم را به تبعیت از «ثقلین» فراخواند. و اگر می گذاشتند مردم پس از او آنگونه که خداوند مقرر فرمود و آن گونه که رسولش بیان کرد، مسیر نورانیش را ادامه دهند، مردم همواره دسترسی به زلال دین نازل و خاتم را داشتند، اما......

۲ /به صراحت قرآن کریم، برخی از کسانی در مدینه زندگی می کردند، منافق بی مارک ونشان بودند، گروهی بودند که مترصد بودند که پس از پیامبر بزرگوار، دیگربار جاهلیت را مستقر کنند، این گروه سنت سیتز بودند و سنت سوز، اینان عترت پیامبر را سد راه خود می دانستند، لذا سقیفه شوم آفریدند و شورای کذایی، لذا با صدیقه کبری (سلام الله علیها) به مقابله برخواستند، لذا علی (علیه السلام) را خانه نشین کردند، لذا در زمان خلافت رسمی و ظاهری او سه جنگ بر او تحمیل کردند، از همین رو از تدوین سنت صحیح ممانعت کردند، از همین رو به جعل حدیث و بدعت رو آوردند، از همین جهت با امامان شیعه یکی پس از دیگری با انحاء مختلف جنگیدند، و همه ی آنها را به شهادت رساندند، در یک کلام همه این جنایتها برای گل آلود کردن چشمه ی ناب و زلال «دین نازل و خاتم» بود، و این یعنی جاهلیتی جدید در برابر خاتمیت نجات بخش.

۳/ اما در این بین، « امامت» بود که مدافع «خاتمیت» بود و تجسم «دین نازل»، امامت بود که سد عظیم و مانع بزرگ در بازگشت جاهلیت به شمار می رفت، این امامان بزرگوار (علیهم السلام) بودند که با سنت ستیزان در ستیز و با بدعت گذاران در نبرد بودند، آنچه از گفتار و رفتار آنها به جای ماند، تبیین حقایق «دین نازل»بود که در حد توان و به قدر امکان انجام دادند.

۴/ روات، محدثین، مفسرین، متکلمین، فقها و علمای بزرگوار شیعه از عصر ائمه (علیهم السلام) تا کنون سعی بلیغ در زنده نگاه داشتن مبانی و معالم دین داشتند، آنها مبارزه با «جاهلیت» را با هر رنگ و لعاب، سرلوحه ی زندگی پربار خود قرار دادند، آنها با «استخراج» و «استنباط» قانونمند و صحیح، از توطئه ی تفکیک خطرناک بین قرآن و سنت با شعار فریبنده ی «کفانا کتاب الله» پرده برداشتند، این بزرگواران مجاهد با ترفند شیطانی تفکیک بین رسول با عترتش عالمانه و شجاعانه جنگیدند، این علمای شیعه مدافع «خاتمیت» و مدافع «دین نازل» بودند.

اما به هرحال در اثر این نبرد طاقت سوز، و نیز در اثر گذر زمان و در اثر غیبت امام، ما خسارتهایی دیدیم که مجبور شدیم روی به عنصر «استنباط» بیاوریم.

مطالب مرتبط...

هیچ نظری تا کنون برای این مطلب ارسال نشده است، اولین نفر باشید...