مباحثی پیرامون خاتمیت(6)؛ ملاک انتساب برداشت ها به دین خاتم

۱ / گفتیم که باید بین برداشتها از آیات محکمات با آیات متشابهات، در انتساب آن برداشت به دین فرق گذاشت.....، اما در مورد روایات باید:

الف\ بین خبر واحد و متواتر فرق گذاشت.

ب\ بین خبر معتبر از حیث سند با غیر معتبر فرق گذاشت.

ج\ بین خبری که قرائنی بر صحت و صدور مضمون دارد { از جمله موافقت با قرآن کریم، موافقت با مذاق شرع و روح دین، موافقت با علم و عقل قطعی و......} با خبری که این قرائن را ندارد یا قرائن آن کم است، ویا قرائن علیه او گواهی می دهد، فرق گذاشت.

د\ بین خبر ی که نص در مطلبی است (=در دلالتش هیچ گونه ابهامی نیست)با خبری که ظهور دارد [ = دلالتش در عین اینکه وضوح عرفی دارد ، عقلا احتمالات دیگری هم در آن می رود] با خبری که اجمال دارد فرق گذاشت.

۲/ اگر چه حکم این موردی را که الان بیان می شود از توضیحات پیشین روشن می شود ولی تاکیدا عرض می کنیم: گاهی حجت شرعی به حدی نیست که خصوص روایتی را به معصوم و در نتیجه به دین نسبت دهیم، ولی معنای روایت جزء مسلمات و قطعیات اعتقادی یا اخلاقی و یا فقهی ماست، در اینجا انتساب اصل مفاد روایت به دین بدون انتساب خصوص این روایت اشکالی ندارد.

۳/ چنانکه قبلا اشاره شد دین خاتم دین نازل است که تمام آن در نزد معصوم است ، و گفتیم که باید بین دین نازل با دین موجود که در نزد ماست، فرق گذاشت، حال در ادامه عرض می کنیم: بین مصادق دین نازل با مصادیق دین موجود و مشهود، عموم و خصوص من وجه است زیرا ضروریات و قطعیات و مسلمات دینی وجه اشتراک هر دو عنوان است، ومطلب نامعلوم از دین نازل برای ما، وجه افتراق دین نازل و خاتم از دین موجود و معلوم است، و مطالبی را که نه از روی عمد و قصد بدعت، بلکه از روی خطا در استنباط به آن معتقد شده ایم وجه افتراق دین موجود و معلوم از دین نازل و خاتم است. بنابراین انتساب قطعیاتی از اصول و فروع دین که در نزد همگان پذیرفته شده است، به دین خاتم مانعی ندارد.

مطالب مرتبط...

هیچ نظری تا کنون برای این مطلب ارسال نشده است، اولین نفر باشید...