مباحثی پیرامون خاتمیت (2)؛ خاتمیت و تفقه

ما معتقدیم قانون نازل شده در دین اسلام، کاملترین و جامع ترین قوانین الهی است، معتقدیم که این قانون پایانی است و این نبوت نبوت ختمیه است و معتقدیم در آن قانون نازل همه ی ویژگی های قانون حکیمانه رعایت شده است. و در تحلیل خود از خاتمیت عرض میکنیم:

۱/ خداوند متعال عقل را به عنوان حجت باطنی قرار داد، این حجت میدان وسیعی در اختیار خود دارد، آنچه این گوهر گرانبهای آدمی را تقویت می کند، گسترش دانش بشری از یک سو و اتصال آن به منبع وحی از سوی دیگر است، در این صورت است که گنجینه ی عقل گنجها و دفینه های خود را آشکار می کند. هر اندازه دینی در تتمیم و تکمیل عقول انسانها موفق تر باشد، کاملتر خواهد بود. آنچه ما آن را دین نازل می نامیم، یعنی قرآنی که بر پیامبر عظیم الشأن نازل شد، و آیینی که توسط ایشان و اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام تبیین شد هماهنگ ترین قانون با عقل است و نیز این قانون است که برای همیشه ی بشریت می تواند گنجینه های عقل آدمیان را آشکار سازد و تکمیل و تقویت کند. این دین نازل هم با علم هم با عقل همزیستی و داد وستد وثیق و محکمی دارد.

۲/ ادیان الهی هر یک در زمان خود دستاوردهای بسیار زیبا و مهم و مبارکی داشته اند که تاریخ درخشان پیامبران بزرگوار پیشین شاهد این مدعاست، ولی وقوع تحریف در این ادیان و موقتی بودن پیامهای آنها باعث شد که خدای حکیم دینی را که کاملترین و جامعترین ادیان است نازل کند، دینی که نسبت به آن ادیان هم مصدق است و هم مهیمن و مکمل و متمم.

۳/ عقیده ی شیعه در مورد خاتمیت دین اسلام با باورهای این عده نسبت به لزوم وجود امام معصوم در هر عصر و زمان گره خورده است، یعنی دین خاتم به معنای حکیمانه نبودن نصب پیامبر جدید است نه نبودن رهبر الهی.

۴/ آیات و روایات نه تنها تفقه را در مجمو‌عۀ دین نازل به رسمیت می شناسد، بلکه به آن ترغیب و سفارش می کند و این تفقه یعنی:

اولا/ با تأمل در منابع موجود نکته های ناب اعتقادی، اخلاقی و فقهی را «استخراج» کرد. و این مهم حتی در زمان حضور معصوم نیز سفارش شده است. بله ما نام استخراج را اختصاص می دهیم به کیفیت فهم دین از منابع و متون، در زمان معصوم و یا زمانهای قریب به عصر معصوم.

ثانیا/ اگر معصوم حضور دارد و ما دسترسی به او داریم با مراجعه به این منبع نور از محضر نورانی او «استضائه» کنیم.

ثالثا/ اگر معصوم حضور ندارد و غائب است، باید با بکارگیری منابع عقلی و نقلی به «استنباط» روی آورد.

مهم در این تحلیل برای ما از سه عنصر «استخراج»، «استضائه» و «استنباط» عنصر سوم است که به آن خواهیم پرداخت.

مطالب مرتبط...

هیچ نظری تا کنون برای این مطلب ارسال نشده است، اولین نفر باشید...