مباحثی پیرامون خاتمیت؛ بایسته های بایدها و نبایدها

در آستانۀ شهادت نبی خاتم صلی الله علیه و آله و سلم مطالبی در زمینه ی خاتمیت تقدیم خوانندگان محترم می شود:

هر قانون فقهی، حقوقی و یا اخلاقی [ که همه را جزء اعتباریات می شمریم، و مشتمل بر بایدها و نیایدهاست ] باید ویژگی هایی را دارا باشد، تا بتوان آن را معتبر و قابل اجراء دانست[ چه اینکه در اعتباریات که از سنخ انشائیات است صدق و کذب معنا ندارد] شاید جامع ترین واژه که بتواند بیانگر این ویژگی ها باشد واژه ی «حکمت» است، قانون حکیمانه یعنی قانونی که:

۱ / لغو و بیهوده نباشد، بلکه باید پشتوانه ی بایدها «مصالح» و پشتوانه ی نبایدها «مفاسد» باشد، و این امری است که در دو علم کلام و اصول فقه در باره اش تحقیق می شود.

۲/ در مرحله ی پیش از بیان قانون باید تزاحم احتمالی بین ملاکات سنجیده شود، و ملاکی را که به حکمت نزدیکتر است برگزیند و بر طبقش حکم کند.

۳/ حکمت در تقنین یعنی هم روح انسان ملاحظه شود و هم جسم او، هم مادیات و هم معنویات، هم فرد دیده شود و هم خانواده و اجتماع، هم زندگی دنیوی و هم زندگی اخروی.و همانطور که اشاره شد اگر تزاحمی بود باید با مرجحات خاصی اهم را بر گزیند.

۴/ هماهنگی بین مواد قانون و نبود تعارض و تناقض غیر قابل حل بین آنها.

۵/ قانونی حکیمانه است که بین مواد قانون و روح قانون و مذاق قانونگذار، تعارض و تنافی نباشد، مثلا اگر روح غالب بر قانون عدالت است نباید بین این قوانین فرعی با اصل عدالت تنافی غیر قابل حلی مشاهده شود.

۶/ روشن است که زمان و مکان اجرای قانون هم باز به حکمت وابستگی دارد، و هر مکان و هر زمان که از اجرای قانون نقض غرض پیش بیاید، و هر موردی که در نزد حکیم قانون شناس حکمتی در اجرای قانون نباشد، اصراربر انجام آن بی معناست.

۷/ تدوین قانون جدید وقتی غیر لغو و حکیمانه است که در قانون پیشین نقصی مشاهده شود و قانون جدید کامل تر باشد، یا قانونی موقتی باشد، و یا دستخوش تحریف قرار گرفته باشد.

هیچ نظری تا کنون برای این مطلب ارسال نشده است، اولین نفر باشید...