نقد معصوم؟!

۱/ از عقائد مسلم شیعه لزوم عصمت و علم امام است، امام به یک اعتبار خود « راه» بی خطاست، و به اعتبار دیگر«راهبان » بی اشتباه است و از نظر دیگر «علامت» دقیق و راهگشاست، او راهنما، حاکم، مفسر و مجری دین الهی است که ذره ای لغزش در تصمیمات او راه ندارد. و نیزامام « گنج»، « گنجینه» و« گنجبان » علم الهی است.

۲/ به هر میزان معرفت و محبت انسان به امام بیشتر شود حالت اطاعت و تسلیم او قوی تر می شود, تا جایی که در برابر او از خود هیچ اراده ای نشان نمی دهد و تسلیم محض او می شود، او فعل و قول و تقریر معصوم را حجت می شمارد و فکر و عقل و درک خود را در مقابل معصوم هیچ‌می شمرد. البته افراد در امام شناسی یکسان نبوده و نیستند، و هرگز از همه افراد آن معرفت بسیار بلند و عمیق خواسته نشده است و هر کس به مقدار توانش درمعرفت ، محبت، و اطاعت مأجور و مقرب است.

۳\ با مراجعه به تاریخ در می یابیم که عده ای از اصحاب ائمه علیهم السلام نه از روی اعتراض و نقد بلکه در مقام فهمیدن حقائق، از برخی پاسخ ها قانع نمی شدند و به پرسش خود ادامه می دادند تا به حقیقت برسند و ابهامات از تصمیم گیری های امام برطرف گردد و با یقین مطلب را بپذیرند این حالت پرسشگری مجدانه نه تنها موجب ناراحتی امام نمی شد بلکه امام این افراد را عملا تشویق هم می فرمود.

۴/ پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و معصومین دیگر علیهم السلام در امور مردمی و اجتماعی خلق با آنها مشورت می کردند، و اصحاب نیز منصحانه و خالصانه ابراز نظر می کردند، و حتی در مواردی خود پیش قدم می شدند و نظرشان را به آن حضرات انتقال می دادند، به هر حال این امر هم مورد تاکید عقل و قرآن و سنت است.

۵/ اگر گروهی بی خبر یا کم خبر از مقام والای معصوم ، پا را از پرسش و اظهار نظر فراتر می گذاشتند و اعتراض و انتقادی را به مواضع امام مطرح می کردند( مثل قضیه صلح امام مجتبی سلام الله علیه ) امام با کرامت و بزرگواری برخورد می کردند و در حد فهم او حقیقت را تبیین می فرمودند.

هیچ نظری تا کنون برای این مطلب ارسال نشده است، اولین نفر باشید...