سد راه جاهلیت

بزرگان شیعه و نیز اهل سنت روایات زیادی را از پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله و سلم) قریب به این مضمون نقل کرده اند که: «من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتة جاهلیة, هر کس از دنیا رود بدون اینکه امام زمانش را بشناسد، مرگ او مرگ جاهلیت است»و یا «من مات و لیس له امام مات میتة جاهلیة، کسی که بمیرد در حالی که امامی نداشته باشد، مردن او مردن جاهلیت است»، تعابیر دیگری هم هست ولی ما فعلا بنای بر بحث سندی و متنی نداریم، فقط اشاره می کنم که بسیاری از بزرگان عامه اصل روایت را ولو‌ با تغییراتی درتعبیر آورده اند و تصریح به صحت آن کرده اند.

۱/این حدیث شریف معرفت به زیباییهای وجود امام را می طلبد، معرفتی که به دنبال آن محبت و اطاعت هم خواهد آمد.

۲/اگر می خواهیم زندگی ما تا دم مرگ همراه با جهل و خرافه و تعصب و تکبر همراه نباشد، اگر می خواهیم زندگی و مرگ ما مثل انسانهای پیش از بعثت نباشد و اگر می خواهیم انسانی زندگی کنیم، محتاج به الگو و اسوه ای بی خطا و لغزش هستیم، انسانی که قله های رفیع علم و اخلاق را فتح کرده باشد.

۳/امام زمان هر کسی نیست که قدرتی ظاهری ولو به زور شمشیر پیدا کرده باشد، امام زمان کسی است با تمسک به او جهل و جاهلیت پیشین و مدرن از زندگی فردی و خانوادگی و اجتماعی ما رخت برمی بندد. او کسی است که ادامه دهنده ی مسیر پیامبری است که با جاهلیت جنگید.

۴/از حدیث استفاده می شود هر کسی بلا استثناء بدون چنین مقتدایی گام برداشت نمی تواند از خطر سقوط در پرتگاه جاهلیت در امان باشد.

۵/از واژه ی «مات» استفاده می شود که معرفتی نجات بخش است که تا دم مرگ با انسان همراه باشد، معرفتی عمیق که نشیب و فراز روزگار آن را از بین نبرد.

‌۶/بر ماست که معرفت خود را به مقتدا و مولایمان امام عصر( ارواحنا فداه)بیشتر کرده، و با توسل و تمسک به این «حبل الله المتین» و این «عروة الله الوثقی» خود را از قعر چاه جهل و جاهلیت نجات بخشیم. برماست که در تمام رفتار و گفتارمان رضایت او را در نظر بگیریم که رضایت او رضایت خداست، در دعای ندبه آمده است: «من علینا برضاه» و جلب رضایت او به متابعت و اطاعت از دستورات دینی است، چنانکه در دعای عصر جمعه می خوانیم «من علینا بمتابعته».

۷/به تصریح بزرگان اهل سنت پیامبر فرمود: «من مات و لیس له امام مات میتة جاهلیة»، و به تصریح همانها صدیقه طاهره ( سلام الله علیها) بعد از شهادت نبی خاتم (صلی الله علیه و آله وسلم) بر خلیفه ی اول غضب کرد، و رهبری او را نپذیرفت، حال یا باید(نعوذ بالله) بگوییم مرگ تنها یادگار و بضعة النبی مرگ جاهلی بوده است!!!!!!!!!!! یا بپذیریم که از نظر این بزرگوار خلافت و امارت و امامت خلیفه اول، حق و صحیح نبوده است.

خلاصه این که با وجود خود پیامبر بازگشت جاهلیت غیر ممکن بود، و اگر اکنون هم به سنت قطعی او از جمله همین روایت عمل شود، در گرداب و منجلاب جاهلیت گرفتار نمی شویم.

هیچ نظری تا کنون برای این مطلب ارسال نشده است، اولین نفر باشید...