شعائر حسینی (2)

۱/در قران کریم هم از لزوم تعظیم شعائر سخن به میان آمده است ، و هم از تعظیم حرمات [ مقدسات ] ، باید گفت هر امری که از شعائر باشد جزء مقدسات هم هست ، ولی هر مقدسی از شعائر نیست ، مثلا نماز فرادای من در منزلم که کسی هم نیست تا جنبه اعلام پیدا کند ، از مقدسات است ولی از شعائر نیست، اما نماز جماعت هم مقدس است و هم از شعائر است. ناگفته نماند سر تقدس در هر امری در انتساب به پروردگار متعال است ، و چون ما از شعائری بحث می کنیم که مربوط به خدا و دین اوست پس تمام شعائر دینی و از جمله شعائر حسینی مقدسند .

۲/ تعظیم حرمات و شعائر مصادیق و مراتبی دارد که نمی توان فتوی به وجوب همه ی آنها داد ، تعظیم لازم در دو چیز خلاصه می شود

الف\ آن تعظیم خاصی که خود شارع لازم فرموده است ، مثلا صفا و مروه جزء شعائرند و طواف بین این دو دقیقا همانگونه که شارع گفته است برای حاج یا معتمر واجب است، و این طواف تعظیمی خاص است.

ب\پایین ترین درجه تعظیم و رعایت تقدس هم در همه ی شعائر و حرمات لازم است ، و آن خوداری کردن از گفتار و رفتاری است که عرفا توهین به حساب بیاید.

۳ / تعظیم غیر لازم که طبیعتا مستحب است ، نیز دو مصداق دارد

الف\تعظیمی که شارع خود آن را مستحب شمرده است ، مثل مستحبات طواف یا مستحبات نماز جماعت .

ب \ گفتار و رفتاری که نص خاصی ندارد ، ولی عرفا مصداق تعظیمی است که قران بیان فرمود.

۴/ اصل برپایی شعائر حسینی با همه ی مصادیقش از واجبات کفاییه است که انسان با توجه به روایات زیادی که داریم به این مطلب قطع پیدا می کند ، البته بعد از تحقق اصل شعائر حسینی انجام آنها مستحب موکد است ، زیرا واجبات کفاییه بر دو قسمند :

الف \ آنجا که بعد از انجام عمل دیگر موضوعی باقی نمی ماند تا استحباب بیاید، مثل غسل و کفن و دفن میت .

ب \ آنجا که واجب انجام شده ولی باز موضوع باقی است ، لذا انجام آن عملی که واجب کفایی بود بعد از انجام آن توسط شخصی ، برای دیگران مستحب است ، مثلا تفقه در دین واجب کفایی است ، و اگر به اندازه کفایت فقیه داشتیم ، تفقه مستحب خواهد بود.

۵/ اینکه ما شعائر حسینی را بر دو قسم کردیم [ منصوصه به نص عام و منصوصه به نص خاص ] با توجه به این دو نکته قابل توجیه است .

الف \ وجود عناوینی مطلق که اتفاقا جزء راهگشاترین واژگانها در باب شعائر حسینی است مثل عنوان جزع و مثل عنوان ادای حق حسین علیه السلام چنان که در روایات آمده است « حق الحسین مفروض علی کل مسلم »و..

ب \وجود عناوین مطلق وراهگشا در اصل باب شعائر مثل احیاء امر اهل بیت علیهمالسلام ، اعلاء کلمةالله ، اعلام و تبلیغ حقایق دینی و..

با توجه به این دو نکته نمی توانیم خود را منحصر در شعائر منصوصه به نص خاص بدانیم ، بلکه با تمسک به نصوص عامه و با تطبیق مصادیق عرفی دیگر برای شعائر حسینی باید دائره ی شعائر را گسترش دهیم .و لذا تمام رسوم محلی و قبیله ای، تمام رفتارهایی که جنبه ی شعائر دارد و لو نص خاصی ندارد و تمام اشیاء و وسیله هایی که در این مراسم به کار می رود از شعائر حسینی محسوب می گردند. و بدعت شمردن این امور روا نیست.بله نمی توان خصوص این عمل رابه شارع منتسب دانست.

۶ / مدار در جواز این نوع از شعائر این است که :

اولا\ عملی باشد که به عنوان اولی مباح باشد، چه اینکه واضح است امر حرام نمی تواند مصداق شعائر باشد ، مثل موسیقی های لهوی و یا غنا و..

ثانیا \ رفتاری نباشد که در انظار عموم موجب وهن مذهب یا خدای نکرده از آن برداشت ذلت و خواری آل الله که آل عزت و کرامت و حریتند شود.

تکرار می کنم این دقت ها مخصوص شعائر منصوصه به نص عام است، والا اگر امری به عنوان خاص در روایات تصریح به آن شده بود معلوم است که به عنوان اولی حلال است و معلوم است که عزت آفرین است ، از این رو مقابله کردن با ضجه ، عجه ، صرخه ، زفره ، ندبه ، بکاء و..به بهانه واهی وهن شریعت قابل توجیه علمی و فنی نیست.

۷/ البته چه در شعائر منصوصه به نص عام و چه در شعائر منصوصه به نص خاص نحوه ی انجام عمل بسیار مهم است،گاهی برخی پیرایه های قطعا ناروا به یک عمل بسیار زیبا بسته می شود که شأن اهل بیت علیهم السلام و شأن شیعه نیست ، ولو با نیتی پاک هم صورت بگیرد، مثل برخی از شیوه های سینه زنی که اخیرا مرسوم شده است ، قلاده انداختن به گردن و...

۸/ هیئتهای جوان و تازه تاسیس و مادحین بزرگوار با مشورت علما و پیشکسوتان خود مجلس را اداره کنند، البته گفتیم روی آوردن به سبکهای نو نه تنها مجاز بلکه ممدوح است ولی چه سبکی؟ و چگونه؟ وتوسط چه شخصی ؟

۹/ برخورد سلیقه ای و نظر شخصی ناپسند است ، همه شعائر حتی منصوص به نص عام محترم و مقدسند و هتک حرمت و توهین جایز نیست، و لو‌با سلیقه ی شخصی من سازگار نباشد.

هیچ نظری تا کنون برای این مطلب ارسال نشده است، اولین نفر باشید...