زبان راز

با صرف نظر از اصطلاحاتی که در ادبیات در زمینه تمثیل، تشبیه، مجاز، کنایه و استعاره داریم، به تقسیم بندی زیر توجه بفرمایید:

آنجا که لسان لسانی نیست که فقط بیانگر حقیقت محض و محض حقیقت باشد از این حالات خارج نیست:

1/رمز محض که باید مخاطب آشنا به آن کد مخصوص و رمز ویژه باشد، تامطلبی را بفهمد ، مثل حروف مقطعه قرآن

2/ آنجا که از واژه هایی که دلالت بر تشبیه و تمثیل دارد استفاده شده است که طبیعتا باید دنبال وجه شباهت گردید

3/آنجا که از الفاظ فوق استفاده نشود ولی با قرائن خاص می دانیم ظاهر کلام مراد متکلم نیست مثل زبان عرفانی شعرا، این همان زبان سمبولیک محض است

4/موردی که دو عنصر تشبیه و مبالغه باهم باشند بدون بهره برداری از الفاظ تشبیه، مثل اینکه می گوییم زید شیر است

5/جایی که علاوه بر عنصر تشبیه، مبالغه و رمز، حقیقتی را هم بیان می کند ، حقیقتی که بدون تشبیه و مبالغه و رمز قابل فهم مانیست ، به نظر می رسد آیات کریمه قرآن و روایاتی که بیانگر نعمت های بهشتی است، از این قسم باشند

نعمتهایی از خوراک و پوشاک و مسکن و لذتهای جنسی و..که از سنخ نعمتهای زوال پذیر دنیوی نیستند، ‌ولی حقیقت دارند ، در اینجا برای تفهیم مخاطب دور از آن حقایق ، هم تشبیه لازم است تا تقریب به ذهن شود، هم مبالغه لازم است تا بفهمیم آن نعمتها با این نعمتهای دنیوی به لحاظ کمیت و کیفیت متفاوتند و هم زبان زبان رمز و سمبولیک است تا بدانیم همه بهشت این نعمتهای مذکور نیست، بلکه بیان این نعمتهای بی نظیر رمزی است برای بیان روح و حقیقت آن نعمتها و آنچه بدون آن همان نعمتهای بزرگ هم معنا ندارد ، و آن حقیقت چیزی نیست مگر «جنةاللقاء» و « جنة الرضوان » که:

«وَعَدَ اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَمَسَاكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ ۚ وَرِضْوَانٌ مِنَ اللَّهِ أَكْبَرُ ۚ ذَٰلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ» ۷۲/ توبه

هیچ نظری تا کنون برای این مطلب ارسال نشده است، اولین نفر باشید...