زبان حال یک روحانی

در یکی از گروه ها که جمعی از عزیزان دانشگاهی عضوند سخنان جناب ملکیان و آن گاه تعلیقه جناب علی رضاموثق در انتقاد به روحانیون محترم مطرح شد و بنده طی چند نوبت نقدی به بعضی از این دیدگاه ها داشتم ، در اینجا لازم دیدم یک بخش از این نقدها را بیاورم به عنوان زبان حال یک روحانی:

جناب آقای موثق آن چه می نویسم سخن عندلیب همدانی نیست بلکه سخن هزاران روحانی است که از نزدیک آن ها را می شناسم و زبان حال آن ها را خطاب به شما و امثال شما عرض می کنم.

جناب موثق من برای خدا و نخست به نیت اصلاح اخلاق و رفتار خودم و آن گاه برای رساندن پیام خدا و پیامبر به این راه وارد شدم ، چه طعنه ها از دوست و فامیل کشیدم ، چه تحقیرها و تمسخرها دیدم ولی از راهم و هدفم منصرف نشدم.

جناب موثق تو من را نمی بینی ، و فقط نگاهت به افراد نابابی است که هم لباس من هستند و من بیش از تو از آن ها ناراضیم، آن ها که گرفتار مال و موقعیت و قدرت گشته و موجب اشتباه امثال حضرتعالی شدند.

آقای محترم من با کمال افتخار خود را شاگرد مکتب امام صادق علیه السلام و سرباز امام عصر روحی فداه می دانم و ضمن احترام به همه مردم ، از هیچ حزب و جناحی نیستم ، اطاعت دربست از کسی جز معصوم نمی کنم، با زهد و قناعت زندگی می کنم ، از بسیاری از امکاناتی که دیگران دارند محرومم،ولی جز رضای خداوند و خشنودی مولایم امام زمان و خدمت به مردم در نظرم چیزی نیست.

آقای علی رضا موثق حضرتعالی مرا و امثال من را دین بان به سیاق زندان بان و جنگل بان و دربان و شورای نگهبان نامیدید ، من هم می توانم سخنانی گزنده تر از این ها به شما بگویم ولی چون دین بانم ، دینم چنین اجازه ای به من نمی دهد،

جناب موثق افتخارم دین بانی است یعنی از قطعیات دینی دفاع می کنم ولی هرگز برداشت های شخصی خودم را به نام دین عرضه نمی کنم ، هدفم آزادگی و آزادی انسانهاست و زندان بان نیستم ، دنبال کرامت و عزت و حریت همه انسان ها هستم و زندگی زیبای انسانی را دنبال می کنم نه زندگی جنگلی را ، آری آرزویم این است که دربان باشم اما نه دربار انسان هایی چون خودم ، من دربان بیت الشرف ، بیت الکرامة، بیت الحریة ، بیت الهدایة هستم و آن بیت معصوم است و بس.

جناب آقای موثق من هم به بسیاری از روحانیون حاکم و از جمله اعضای محترم شورای نگهبان انتقاد جدی جدی دارم و تا آنجا که ممکن بوده حرفم را گفته ام اما نه نسبت به این بزرگواران و نه نسبت به امثال شما عزیزان از جاده انصاف و عدالت و ادب خارج نشده ام.

برادرم دستان تو و همفکرانت را به گرمی می فشارم و آماده گفتگوی علمی و سازنده ام.

برادر طلبه تو

هیچ نظری تا کنون برای این مطلب ارسال نشده است، اولین نفر باشید...