علم و حلم

کسی‌ که علم واقعی دارد چون بر خود و نواقص خود واقف است پس هرگز نقص و اشکال دیگران او را از کوره بدر نمی کند

عالم خداشناس می بیند چگونه خدا درعین علمش به خطای خلق ،حلم می ورزد پس این عالم هم که علم اندکی دارد و هرچه هم دارد از عنایت اوست باید حلم بورزد ..

این دانشمند به این نکته رسیده لست که غضب بی جا نه تنها تاثیر مثبت ندارد بلکه جسم و روح او را ، خانواده او را و اجتماع او را بیمار می کند..علم واقعی فقط یاد گرفتن چند اصطلاح و فرمول نیست، علم تا با اخلاق گره نخورد به تعبیر مولا علم نافع نیست،و

 حلم جلوه زیبای اخلاق انسانی است که اگر در وجود انسانی محقق شد بسیاری از ارزشهای دیگر را هم به دنبال خود دارد، پس علم نافع که ضد جهل است علم همراه با حلم است

در روایات ما قطب مقابل جهل، عقل است نه علم ، پس ما عالم جاهل هم داریم و آن عالم غیر عاقل است و عالم غیر عاقل عالمی است که واجد زیباییهای اخلاقی که در صدر آنها حلم است ، نیست .

از این رو از خداوند حلمی می خواهیم که سد باب جهل کند تا عالم واقعی باشیم.

مزیت والای معصومین علیهم السلام این است که علمشان در قله است و نیز حلمشان و لذا هم معدن العلم هستند و هم منتهی الحلم و لذا آنان تجسم عقل هستند ، و لذا آفت جهل در آنها نیست از دو جهت :

‌اولا/ علمشان مشوب به نادانی و جهل نیست و به تعلیم الهی عالمند به حقایق و دقایق علمک ما لم تعلم و کان فضل الله علیک عظیما...

ثانیا/ علمشان مشوب به زشتی غفلت، معصیت وزشتیهای اخلاقی نیست و علمشان با حلم همراه است،، با مردم مماشات می کنند ، از خطای مردم می گذرند، با آنان از در صفا و وفا وارد می شوند، علمشان چون با حلم است سد باب جهل کرده و لذا در دعا ما هم از خدا چنین حالت ملکوتی را خواستاریم ..

« واقسم لی حلما یسد عنی باب الجهل»

هیچ نظری تا کنون برای این مطلب ارسال نشده است، اولین نفر باشید...